تبليغاتX
اََوَزستان
بلاخره اوز شهرستان شد؟!!

 

 

يعني حالا چه مي شود؟!

 

 

 

ماهم مي شويم ناظر ويژه !!

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


به  آب  وآتیش  زنید راه را  ولی  نسوزانید خود را !

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 4 شهریور1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


از بس که نیامد پوسترهایش را سیل برد...

 

.........

 

اخبار رسيده از نماز جمعه : دوشنبه حتما مي آيد ...

 

.......

 

 نكند نيامدنش بهتر از ديرآمدنش  باشد؟!

+ نوشته شده در شنبه 22 مرداد1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:
ببخشید آقا! میتونم یکم به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرداصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ...میخوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمیکشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و عکسالعملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر میخوام فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد
...

+ نوشته شده در شنبه 28 خرداد1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


خيري 80 ميليون تومان  بابت رنگ آميزي ساختمانهاي مسكن مهر پرداخت كرد

يكي از اعضاء  : خيري نيست هزينه كابينتهاي ساختمانها را هم بدهد ؟!

+ نوشته شده در یکشنبه 28 فروردین1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 بعد از گذشت چند ماه از افتتاح ترمینال اتوبوسها هنوز در کوچه ها پارک می شوند... 
+ نوشته شده در جمعه 26 فروردین1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


بنا به تاييد روزنامه عصر يكي از افرادي كه براي شهردار كانديد شده بود  به دليل اينكه فهميده بود شورا شهردار رو از قبل انتخاب كردن كنار كشيد !

 خداحافظ شهرداربومي !

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


                                       خودمان را دريابيم ماهنوز زنده ايم

 

نگزاريم  با ما مثل مرده ها و( البته حيوانات  ) رفتار شود چرا كه انسان برترين موجود بر روي زمين است و هيچ كس جز خدا اين حق را ندارد كه براي انسان بايد و نبايد ها را تعيين كند ك

 

*به نظر شما  امروزها چه رفتاري با انسانها مي شود كه  به نظر مي رسد انسان را با حيوان اشتباه گرفته اند ؟؟

 

 

نكته اي بر گرفته شده از  همسايه هاي اينترنتي :

 

 

باورهای محدودكننده در یک قدمی موفقیت

 

فیل‌بانان تنها با درك یك نكته و به شیوه‌ای بسیار ساده، فیل‌های عظیم‌الجثه را كنترل می‌كنند. وقتی فیل هنوز بچه فیل است، یك پایش را با طناب محكمی به تنة درختی می‌بندند. بچه فیل، هرچه تقلا می‌كند، نمی‌تواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فیل با این تصور عادت می‌كند كه تنة درخت از او نیرومند‌تر است.
هنگامی كه بچه فیل بزرگ می‌شود و قدرت شگرفتی می‌یابد، تنها كافی است ریسمانی نازك به دور پای فیل گره زده شود و به یك نهال كوچك بسته شود. جالب اینكه فیل هیچ تلاشی برای آزاد كردن خودش نمی‌كند.
همچون فیل‌ها، پاهای ما نیز اغلب اسیر باورهای شكننده‌اند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كرده‌ایم، شهامت مبارزه را نداریم.
بی آنكه بدانیم كه تنها یك عمل متهورانه ساده... برای دست یافتن ما به موفقیت كافی است!

 

+ نوشته شده در جمعه 20 اسفند1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

هفتروغ

طبق آخرین خبر رسیده :

بوق زدن در شهر اوز ممنوع شده است ! در پی این قانون موتورهایی که اگزاز داغون دارند نیز به زودی در قبرستان برزگو دفن میشوند...

+ نوشته شده در سه شنبه 10 اسفند1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


لطفا جواب بده :   شَهرت مهم تر است يا عقيده ات ؟!

به مناسبت  تولد رسول اكرم  اوزيها 12 ربيع الاول را رد كردند و 17 ربيع الاول را در صدا و سيماي فارس جشن گرفتند !

تعدادي از اوزيها امشب يعني شب 17 ربيع الاول را در صدا و سيماي شيراز  بودند اينك  تحليل مي كنم  امشب را :

 چرا اين هفته را وحدت نام نهادند ؟  چرا فقط يك  هفته وحدت ؟ چرا صدا و سيما هفته وحدت  را تنها در شهرهاي اهل سنت  برنامه برگزار مي كند ؟ مگر نه اين است كه اهل تشيع هم بايد وحدت را رعايت كنند ؟ ح

مگر وحدت به اين نيست كه  حقوق  مذاهب مختلف مساوي باشد  ؟ اين چه وحدتي است كه به هر سايت اهل سنت سر مي زني فيلتر است و اين در حالي است كه سايتها و وبلاگهاي اهل تشيع  كارشان از آزدي مطلق هم گذشته است ؟

اين چه وحدتي است  كه  در پذيرشهاي دولتي  اهل سنتي كه مقيد باشند  جايگاهي ندارند  ؟ اين چه وحدتي است كه در مصاحبه  مي پرسند آيا تو حاضري همسرت شيعه باشد ؟ و  مجبور مي شو د بگويد براي من فرقي ندارد !

اين چه وحدتي است كه تا من نوعي مي آيم عقيده ام را بگويم توي سرمان مي زنند كه مذهب رسمي  كشورت شيعه است و تو حق نداري حرف بزني ؟  در حالي كه قانون اساسي چنين نمي گويد!

اين چه وحدتي است كه ترور مي كنند كساني كه تنها عقيده شان را مي گويند !!

بايد خون گريست .  اين همه  ظلمت به اهل سنت روا مي دارند و يكي چون احمد خضري سر دبير روزنامه اوز مي آيد و مي گويد « افتخار ما به  ازدواج  دختر و پسر هاي سني و شيعه با هم است » !!‌

آقاي خضري تو كه فرهنگي هستي كجا بودي  تا ببيني در خوابگاهها و دانشگاههاي كشور چه طور غرور وعقيده اهل سنت را لگد مال كردند و و خلفاي عزيزمان را به باد تمسخر مي گرفتند و ما قطره قطره آب مي شديم !!

و آقاي تيرزن مي آيد  دانشگاههاي شهر اوز را مي گويد و دانشگاه ديني را فاكتور مي گيرد !

به به و چه چه به همه شما كه قبول زحمت كرديد و رفتيد  و بازيچه دست كساني شديد و همانند كودكاني كه مادرانشان  با يك شكلات دقايقي  گريه اشان را بند مي آورند همه ي ظلمتها را از خاطرتان بردند .

 

***************

قابل ذكر است  من در اين مطلب جشن گرفتن  براي رسول اكرم را تاييد يا رد نميكنم بلكه بايد روي برگزاري اين مراسمات نيز بحث شود و همچنين  به اختلافات شيعه و سني هم كاري ندارم بلكه هدف من  و گريه ي من از اين است  كه :

 چه طور بر اهل سنت ظلم مي شود و با يك هفته سر و ته همه چي را هم مي آورند  !

+ نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام امیدوارم خش رحمت باشید! ( البته این اصطلاح اوزیه در صورتی که رحمت نمیتونه خش نباشه )

این پست رو اختصاص دادم به شما  که نظرات (پیشنهادات و انتقادات )خودتون رو راجع به وبلاگ اوزستان بیان کنید.

 بفرمائید:.............

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 بهمن1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


امروز را فداي گذشته نكنيم

 

يكي از  فرهنگهای نادرستی  كه در اوز وجود دارد  تكيه بيش از اندازه به گذشته و گذشتگان  است  تا حدی كه  از امروز غافل

 شده اند .

تكيه بيش از اندازه به گذشته  عوارضي  دارد كه در زير به آن اشاره ميكنم :

1-   غافل ماندن از حوادث امروز

2-   افتادن در جهل و سواستفاده ي ديگران از اين جهل 

3-   غافل ماندن از انسانهايي كه الان زنده اند و  اهميت دادن بيش از اندازه  به اباء و اجدادي كه امروز نيستند .

 

نكات ذكر شده را مي خواهم با مثال توضيح بدهم مثالهايي كه در اوز وجود دارند :

بروید به سايتهاي اوز سري بزنيد  آنجاها مملو است از مواردي كه به گذشته ارتباط دارد  در حالي كه امروز مسائل زيادي وجود دارد كه آينده مردم امروز به آنها بستگي دارد  مثلا  مي شنویم و مي بينيم كه عنوان مي كنند مدرسه بدري نمیدانم چندمین مدرسه در ايران بوده كه چي ؟ امروز مدرسه بدري يا بدريها يي كه در اوز وجود دارند  چه وضعي دارند ؟

مي شنويم كه مي گويند  فلان تعداد كارخانه تفنگ سازي در اوز بوده  چقدر غبطه ي گذشته را بخوريد ؟ امروز چندتا كارخانه داريد ؟

مي بينيم كه افرادي  براي همراه كردن اوزيها با خود از اين حربه استفاده مي كنند و به تعريف و تمجيد گذشتگان و فرهنگ گذشته اوز مي پردازند ؟  فرهنگ امروزتان چه طور است ؟ آيا عده اي نميخواهند شما رو از مسائل امروزمان غافل كنند و شما رو به تنها به گذشته  مشغول كنند ؟  و  امروزٍ اوز را به خواست خود شکل بدهند ؟

نگاه به گذشته تنها از بابت  تجربه اندوزي  و عبرت آموزي صحيح مي باشد نه از باب افتخار و مباهات كردن مباهات به چي ؟ اگر اتفاقات خوبي رخ داده باشد كه انسانهاي آن سالها مي بايست مباهات كنند نه شما ! البته ودر واقع به سربلنديشان  در نزد خدا مي بايست مباهات كنند !

امروز مي بينيم كه شهرهاي مجاور ما به چه پيشرفتهايي دست يافته اند و ما در كجاي كاريم باور كنيد همت مي خواهد وگرنه اينكه مثلا عده اي مي گويند چون اوز اهل سنت هست پيشرفت نمي كند فايده ندارد  اين حرفها گول زدن به خود است  مشكل اينجاست كه مردم به خواب رفته اند در خوابي كه تنها روياي ظاهر و نماهاي ديدني را ميبينند خوابي كه وقتش است هرچه زودتر از آن بيدار شوند و ببينند كه در اطرافشان چه مي گذرد ! هر ساله ميبينيم كه تعداد زيادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از اهل سنت هستند  امروز كداميك از اوزيها حاضرند كه خود را براي دوره بعدي نمايندگي مجلس کاندید کند ؟

امروز كدام اوزي  لایق قرار است جايگزين آقاي كرامتي شهردار اوز

شود ؟

ديروز را براي گذشتگان نگه داريم

تا امروزمان را از دست ندهیم

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 آذر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

 

 

شخصی  به نام علی نظر خصوصی را برایم ارسال کرده از آنجا که آدرسی را درج نکرده بود لذا  مجبور شدم اینجا جواب ایشان را بدهم :

نظر علی  :

طبق روايات شيعه  پيامبر عظيم الشان اسلام معصوم هستند و چون مذهب رسمي كشور شيعه است شما هم موظفيد به اين عقيده احترام بگذاريد.اوز جزئي از لارستان بزرگ است و شما حق نداريد در لارستان شيعه اصول اعتقادي شيعه را ناديده بگيريد.پس لطفا تمام نظرات با اين موضوع را حذف كنيد.با تشكر

..........................

جواب من :

آقای علی ظاهرا شما  از قوانین بین الملل و همچنین وطنمان ایران چیزی نمیدانید !!!!!! لذا بر خود لازم دیدم که قانون را برایتان درج کنم

ضمنا بهتر است بروید قرآن را بخوانید ببینید در سوره عبس خداوند چه کسی را توبیخ کرده است ؟ آیا اگر کسی توبیخ شد دلیل بر اشتباهش نیست ؟ من که نمیدانم من عقلم به اینجاهها قد نمیداد و قبلا فکر می کردم پیامبر اصلا اشتباه نمیکند ولی نمیدانم چرا قرآن در سوره عبس آن حرفها را زده است  و چون من هیچ چیز را به قرآن ترجیح نمی دهم  لذا اگر بفهمم قرآن حرفی را زده است از آن حرف برنمیگردم مگر اینکه قرآن خلافش را ثابت کند!!!!در هر صورت این عقیده  من بود که بیان کردم و  کاری به عقاید بقیه ندارم عقاید همه مورد احترام است .

این هم قانون بین الملل و قانون اساسی کشور مان ایران :

حق آزادي بيان، عقيده و فكر، انديشه، مذهب


مواد ۱۸ و ۱۹ اعلاميه جهاني به اين دو بحث مهم اختصاص دارد. بدين معنا كه فردي كه حق آزادي فكر و مذهب را دارد متضمن آزادي و اظهار آن نيز هست. و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني نيز مي باشد. در مورد حق آزادي عقيده و بيان مي گويد حق مزبور شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني نيز مي باشد. در مورد حق آزادي عقيده و بيان مي گويد حقوق مزبور شامل آن است كه هيچكس نبايد از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي داشته باشد و يا در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ وانتشار آن به تمام وسايل ممكن و دبن ملاحظات مرزي آزاد باشند.
يكي از ابزار بيان اعتقادات و افكار انسانها رسانه ها مي باشد كه قانون اساسي در اصل ۲۴ مي گويد نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزاد هستند مگر در مواردي كه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد.
اصول ۱۲،۱۳،۱۴،۲۳،۲۴ به اين موضوعات اختصاص دارند.
به موجب قانون اساسي ايران دين رسمي كشور اسلام و مذهب شيعه اعلام شده است و ديگر مذاهب اسلامي (اهل تسنن) داراي احترام بوده و در انجام مراسم مذهبي خود آزاد هستند. همچنين در مورد احوال شخصي خود يعني ازدواج، طلاق ارث و وضعيت و دعاوي مربوط به اين موضوعات طبق فقه خودشان عمل مي كنند. در مورد ديگر اقليتهاي ديني يعني زرتشتي، كليمي، مسيحي ( غير از اسلام) آنها هم در حدود قانون در مراسمات ديني خود آزاد هستند و در مورد احوال شخصيه شان همانند اهل تسنن بر طبق آئين خود عمل مي كنند.
در اصل ۲۳ هم آزادي عقيده پذيرفته شده و هيچكس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
در مورد ديگر اقليتها كه در قانون اساسي ذكر نشده اند نيز به موجب اصل ۱۴ قانون اساسي بايد حقوق انساني آنها كه اين دسته از حقوق از مسلمات حقوق انساني بشر است نيز رعايت شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 19 مهر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

قرار شد که نقدی را در  رابطه با مسائل پست قبل داشته باشم  البته من قبل از اینکه دوستمان مقاله پست قبل را بفرستد بعد از خواندن آن مطلب در روزنامه افکارم مشوش شد  . چرا ؟  به خاطر اینکه :

 امام جمعه خیلی چیزهای دیگه  هم گفته بود چرا می بایست فقط این نقد را در روزنامه بیاورند وقتی امام جمعه از وضعیت نامناسب دختر و پسر های اوز گفته بود را چرا در روزنامه درج نکردند!! ( شنیده بودم )  یا  باید همه  را درج کنند و یا هیچ  !  معلوم می شود که  سمت روزنامه به طرف افکار مورد قبول خودشان است نه  آینه ی تمام نمای افکار!

آیا هر کسی می تواند مسئولین شهر را زیر سوال ببرد ؟

بله هر کسی م ی تواند ولی در صورتی که سنجیده باشد و اینکه اگر هم نقد هایی بود مسئولین پخش نقد ( در اوز مثلا روزنامه عصر )  همه را بیاورند نه  موافقات با عقاید خود را !

 در مورد پست قبلی  البته در قسمت نظرات پست قبل  حرفهایم را تا حدی  در پاسخ به دوستان گفتم .

از نظر من  همه  آدمها  با هر شغلی مسئول هستند .

ولی امروز اینطور جا افتاده که  کسانی مثل شهردار  - بخشدار - شورای شهر  امام جمعه و این جور مناصب  فقط مسئول هستند !

 چه طور نمی بایست  ما کسی مثل امام جمعه را نقد کنیم وقتی  کسانی دیگر مثل شهردار را نقد می کنیم ؟

 

+ نوشته شده در جمعه 16 مهر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

این پست نیز مقاله ی ارسالی خوانندگان وبلاگ هستش

با تشکر از دوستی  ( د - ج ) که مقاله ذیل را ارسال نمودند .

البته من نقدی جدا دارم بر این  بحث که اگر مقدور شد ان شا الله می نویسم .

چه کسی بهتر می داند؟

در خطبه روز عید فطر و همچنین خطبه نماز جمعه که در همان روز از سوی شیخ عبدالعزیز

قاضی زاده امام جمعه اوز ایراد شد، ایشان موضوعی را مطرح کردند که شهروندان آنطور که

باید و شاید از امام جمعه شهرشان پشتیبانی نمی کنند و خواستار مشارکت بیشتر آنها در این

 امر شدند. در همین رابطه، مطلبی در شماره اخیر نشریه عصر اوز منتشر شده است که در

بخشی از آن، نگارنده مطلب این موضوع را ذکر کرده بود که امام جمعه نباید چنین مطالبی را

در خطبه نماز جمعه و خطبه روز عید مطرح کند. حال این سوال مطرح می شود که چه کسی

 بیشتر به صلاحیت امور آگاهی دارد؟ امام جمعه که سال هاست با چنین مسایلی سر و کار

دارد یا آن نگارنده که فقط از دید خود و بر اساس جهان بینی خود به طرح این مسئله در یک

نشریه می پردازد؟ آیا طرح این موضوع خود مهر دیگری بر عدم حمایت شایسته شهروندان از

 امام جمعه نیست؟ اگر این مطلب در مسجد بیان نشود پس محل بیان آن کجاست؟ چرا

همواره سعی داریم آنچه را که گمان می کنیم به صلاح است مطرح کنیم و از بیان واقعیات

 اجتناب می ورزیم؟ کما اینکه افرادی از این دست پیش از این نیز به بیان برخی مطالب از

سوی امام جمعه در خطبه روز جمعه اعتراض کرده اند. این افراد باید بدانند امام جمعه بهتر از

 بسیاری از افراد، توانایی تشخیص صحیح و ناصحیح را دارد. در اینجا باید به نشریه عصر اوز

نیز خرده گرفت که چرا در چاپ مطالب دقت بیشتری به خرج نمی دهد؟ بیایید به همین

شهرهای اطراف نگاهی بیندازیم که تا چه حد برای امام جمعه خود احترام قایلند و نظرات و

همچنین جایگاه او را محترم می شمارند.

                                                                                                      د - ج     

+ نوشته شده در شنبه 10 مهر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

 دوست گرانقدری زحمت کشیدند و مقاله ی زیر را به وبلاگ فرستادند .با تشکر فراوان از ایشان و کسانی که بی تفاوت نیستند .

 

درد مصلحت اندیشی ما

 

آنچه امروز میخواهم از آن سخن به میان بیاورم، دردی است که اکثر مسئولان

 بومی شهرمان با آن مواجه اند: درد مصلحت اندیشی. افراد مبتلا به این درد

 تلاش می کنند همواره بر وفق مراد عده ای دیگر سخن بگویند و عمل کنند. آنها

با خود اینگونه می اندیشند که با این کار به شهر خدمت کرده اند. اما نمی دانند

 با این کار، بزرگترین ضربه را به این شهر وارد می کنند. همین درد است که

باعث می شود از "میدان امام شافعی" به عنوان "میدان شهرداری"! نام ببرند.

البته این تنها درد عده ای از مسئولان نیست؛ بلکه این درد، دامان تنها نشریه

شهر، یعنی "عصر اوز" را نیز گرفته است. این نشریه نیز بارها و بارها از میدان

امام شافعی به عنوان میدان شهرداری یاد کرده است. معلوم نیست این نشریه

 با این کار به دنبال حفظ بقاء خود است یا اینکه می خواهد بر وفق مراد عده ای

 دیگر سخن بگوید؟! در مورد این نشریه و رویکرد آن در مقاله ای دیگر سخن

خواهیم گفت. اما آنچه اهمیت دارد، آگاهی از این درد و پیشگری از ابتلا آن است.

 همین درد است که سبب شده نتوانیم و یا نخواهیم حرف دل خود را به زبان

بیاوریم؛ زیرا عادت کرده ایم آنگونه که "دیگران دوست دارند" سخن بگوییم و

عمل کنیم. بیایید واقع بین باشیم و با هشیاری، از ابتلا شدن به این درد اجتناب

ورزید.

                                                                                                  د-ج

+ نوشته شده در جمعه 5 شهریور1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام خوب هستید

 زمانی هست که این وبلاگ مرتب به روز میشه و زمانهایی هم هست که نویسندگان وبلاگ یه خورده تنبل میشن  مثل الان  

ان شاالله بتونیم با ادامه بحث و بحثای  جذاب دیگه  در خدمت شما باشیم

+ نوشته شده در یکشنبه 17 مرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام امیدوارم  حالتون خوب باشه

امروز نظرات پست قبل رو گذاشتم که یه با ر دیگه باهم یک نگاهی به آن بیندازیم تا به نتیجه بهتری برسیم البته بعضی از نظرات  نا مربوط و یا توهین آمیز را نزاشتم چرا که  دردی را برای نتیجه گیری دوا نمی کرد .

 

همسایه

 

1.انگيزه اي ندارن فقط فضولي بيش ار حد هستش.
2.اوزي ها هر كسي كه از ساعت 7 شب به بعد بياد توي شهرشون فكر ميكنن واسه مزاحمت اومده.
3.اونا خودشون واسه عشق وحال اونجا(روي خيابون اصلي رو ميگم)جمع ميشن خيابوني كه از وسط شهر رد ميشه جه طور به خودتون اجازه ميديد جلو مردم رو ميگيريد خدايش اگه توي كوچه بس كوچه يه غريبه رو ببينيد باهاش چه كار ميكنيد نا سلامتي شهر هستيد واسه خودتون
4شما فقط ميگيد حق ما بود كه شهرستان بشيم به گراشي ها و خنجي ها نگاه كنيد وقتي كسي از شهرهاي اطراف ميره توي شهرشون چقدر بهش احترام ميزارن واقعا جاي خجالت داره كي ميخوايد هر كي اومد توي شهرتون ازش باز جوي كنيد اي كاش بازجوي و بعد كتك كاريش ميكرديد!!!!!!!!!!!! خلاصه اومدن به اوز شده قصه روباهي كه داشته فرار ميكرده از ميپرسن چرا فرار ميكني ميگه هر كي سه تا ... داشته باشه ميكشنش گفتن تو كه دوتا داري گفت مشكل اينه كه اول ميكشن بعد ....ميشمارن مملكت هم قانون داره
اوزي هاي عزيز قصد توهين به هچكسي رو نداشتم فقط نظر شخصيم بود

 

به نظر من نمیشه کارای اشتباه چند نفر رو به کل شهر نسبت داد.بالاخره هر جایی حتی تهران آدم بی فرهنگ هم داره نمیشه بگیم تهرانیا کلا بی فرهنگن.
باید با همکاری مردم جلو این جور کارا رو بگیریم.

 

willowcity4u

 

با سلام ،این کار واقعا زشته،بلوک اطراف اوز همیشه اقوام و دوستانی در اوز دارند که برای دید و بازدید از آنها به اوز می یاند،یا برای کار و برای کارهای اداری دیگر،شاید عده ای انگشت شمار از روی قصد یا غیر عمد خطایی مرتکب شوند آیا این وظیفه افراد شهر هست که آنها رو مجازات کنند یا صاحبان قانون،اینکه بیاند جماعتی بر روی یک یا چند نفر بریزند و کتک کاری کنند هم از انسانیت دوره و هم از نظر فرهنگی،
به قول معروف هر کی تو محل خودش شیره،شاید این عمل بر عکس اتفاق بیفتده و اوزی هایی در یکی از بلوک اطراف کاری یا آشنایی داشته باشند اگه اونها رو هم از روی عمد یا غیر عمد کتک کاری کرد کار قشنگیه،در هر صورت دوران لوتیگری و سر کوچه عربده کشیدن گذشته و باید کمی فرهنگ خودمون رو درست کنیم.

 

مهرزاد

 

با سلام...
وبلاگ مفید و خوبیه..مستفید شدیم..
و اما..درباره این پستتون باید بگم واقعآ این مساله واسه خودم هم اتفاق افتاده بود..
البته برمیگرده به حدود 8 سال قبل..که گفتیم یه سر با موتور بریم اوز واسه خرید تی شرت و اینا..که البته با مهمان نوازی دو موتورسوار روبرو شدیم که نزدیک بود کار به کتک کاری بکشه که یه آشنا اوزی پیدا شد و نجاتمون داد..دو سال قبل هم باز واسه چندتا از اقواممون اتفاق افتاد و اونا حسابی کتک خورده بودن..که هیچ کار بخودی نکرده بودن...من بیشتر وقتهای سال دبی هستم و اینجا دوستهای اوزی زیادی دارم...ولی در عجب از کارهای بعضی اوزی ها تو شهر خوب اوز هستم....

موفق باشین

 

جواب من

 

حرف شما درست ولی یه عده که نیستند خیلیها اینجورند و این حرکت زشت سالهاست که در اوز بوده و هست.متاسفانه بدون جهت به خیلیها این کنک کاریها رسیده و جالب اینکه فورا به مساله ناموسی ربط می دهند که نتونه اعتراضی داشته باشه بطوریکه اصلا هم درست نیست.من بارها این حرکات زشت ر ا از سوی ایدسته از جوانان اوزی مشاهده مردم . حتی یه بار عصر یکی از روزها پسری برای خرید به اوز اومده بود که از اهالی روستایهای بخش اوز بودو دیدم جمعیتی روی سرش ریختند برای کتک زدن .بیچاره هاج و واج شده بود که گناهش چیه که یکی از کاسبهای اوزی که از افراد شریف اوز هم هستند واسطه شد و شروع به ناسزا گفتن به آن وحشیها نمود و به جوان بیچاره پناه داد در سوپرمارکتش.وقتی علت را از وحشیها جویا شد گفتند هفته قبل با ماشینش توی اوز دور می زده و دختر بازی می کرده!!!
حالا جالب اینکه پسر بیچاره ظهر همون روزی که کنک بهش زدند از دبی اومده بود و هنوز پاسپورتش همراش هم بود!!! حالا شما قضاوت کنید

 

کهتونوشت

 

راستش با شناختی که از اوز و فرهنگ بالای مردمانش داشتم از شنیدن این خبر متاسف و شگفت زده شدم چطو ممکنه اوزیها که اینهمه اهل کتاب و کتابداری و کتابخوانی هستند مثل اقوام بدوی رفتار کنند

 

از بچه های لوطی(بیدشهر)

 

باید بگیم اون جووناتون هنوز رو سنگ سخت نشاشیدن.
شیر اونه که همه جا نعره بکشه اونی که فقط جلو خونه خودش واق میکنه سگه ...
ما هنوز ندیدیم که یه اوزی تونسته باشه در بلوک اطرافش عربده کشیده باشه
ولی زیاد شنیدیم برو بجه های بلوک که رفتن تو اوز برا عربده کشی

( گلی که پاکه چه منتش به خاکه )


قرار نشد توهین کنید گفتم منطقی بحث کنید

 

محسن

 

در نوشته از بچه های لوطی(بیدشهر) جواب تمام سوالات رو ميشه گرفت وقتي بنا به گفته ايشون از بلوكات بيان عربده كشي من اوزي چه واكنشي بايد نشون بدم؟
ساكت بشم و سرم رو بندازم پايين يعني هيچ حق دفاعيي براي خودم قاييل نباشم ؟
خود ايشون هم فرمودن كه سراغ ندارن اوزيها رفته باشن در بلوكات و ايجاد مزاحمت كرده باشن آيا نمي‌شه اين رو به حساب نا متعرض بودن اوزيها گذاشت؟
مثلي هست كه مي‌گه كرم از خود درخته!

 

از بچه های لوطی(بیدشهر)

 

دوست من مثل اینکه منظور من رو درست متوجه نشدین ..


بهتره برا همه بیشتر توضیح بدید

 

این یک واقعیته که دخترهای اوزی داشتن دوست پسر و رفتن سر قرار رو از جمله کارهای باکلاس میدونن و حتی به آن افتخار میکنند. همینه که بسیاری از جوانهای روستاهای اطراف میان در شهر اوز برای ملاقات به اصطلاح دوست دخترشون. دوستان عزبز تمام مشکلات بر میگرده به تربیت غلط خوانوادگی .( منظورم به همه نیست اما خداییش کم هم نیستن) به هر حال این یک واقعیته چه قبول کنیم چه قبول نکنیم.


ولی همه اینو کلاس نمیدونن دیگه اینقدر هم ما .... نشدیم بهتره خودتون رو هم ببینید که چه طور بعضیها از شما میان اینجا دانشگاه زده میشن و ...
ولی بعضی از دخترهای اونجاها هم دست کمی از بعضی های اینجا نداره
ناسلامتی دانشجویان اونجاها اینجا کم نیستن البته جسارتی به همه نشه فقط بعضیها مثل اینجا که بعضیها بود .

 

یک اوزی

 

عمومیت دادن این نقد به کل جوانان اوزی نادرست است .مگر جوانان دیگر اطراف اوز برخوردهای شایسته از خود نشان می دهند بگوییم اوز از همه بدتر بوده ؟
همین جوانان لاری و گراشی به خون هم تشنه هستند.
یادم می آید در همین یکی از اطراف اوز بودیم همراهی با خود داشتم می گفت مواظب رفتار خود باشیم که امکان دارد دچار مشکل شویم
یه روزی هم یادم می آید در یکجای دیگر، ترسیدم که یک لحظه دچار مشکل شوم
اما اینکه بعضی از جوانان اوزی چرا اینگونه عمل می کنند به جای اینکه در محکوم کردن آنها بکوشیم. باید ریشه ای تر به مسائل نگاه کنیم
شهری مثل اوز که گروه بندی هایی مثل عصری ها، مذهبی ها و.. می بینیم در حالیکه هیچکدام نه تنها برای شهرمان مفید نبوده اند ضررشان بیشتر از منافعشان بوده ، باید بهتر به مسائل نگاه کرد
چگونه می توان زمانیکه قشر مذهبی نه تنها اخلاق و رفتاری درست از خود نشان نداده !مشکلات شهر و خود را خارج از محدوده خود نگریسته. انتظار داشته باشیم جامعه ای سالم داشته باشیم.
چگونه می توان همین شیوه که عصری ها از خود نشان داده اند امروز بخواهیم جوانان خود را محکوم کنیم.
آیا آنانیکه خود را عقل کل پنداشته اند رفتاری عاقلانه داشته اند که بخواهیم این توقع از قشر جوان خود داشته باشیم
البته با شعار دروغ به پیش رفتن و در روزنامه چاپ کردن که هرجوانی از اوزبه موفقیت رسیده،ثمره عصراست کاری چندان سخت نیست؟ از هادی بعید بود چنین چیزی بگویند اما انگار چون عصر برای خودش اینگونه بوده، با فرافکنی قصد بزرگنمایی عصر دارند خیال کرده که چون برای خودش تنها اینگونه بوده پس برای همه اینگونه بوده!
وقتی این همه جوان از اوز رفت کسی از خود نپرسید چرا؟ وقتی خیلی ها بهتر از هادی از اوز رفتند از کارها زده شدند کسی سراغی از آنها نگرفت! حالا چی شده این همه برای هادی اشک ریخته می شود!
ما همیشه در جوامع با اشخاصی روبرو می شویم که با ابزارهای زیبا در خدمت منافع خود می کوشند همانگونه که مذهبیون، عصریها در خدمت منافع خود بیشتر کوشیده اند تا اینکه در خدمت جامعه باشند
خلاصه کلام:
در شهر ما
مذهب=دروغ-فریب-
فرهنگ = دروغ – فریب-
به خودم افتخار می کنم از همین جوانان باشم تا از اینا باشم.

 

فرهنگ

 

سلام به شبمبه و کسانی که این مطالب رو می خونن و نظر می دن. موضوعاتی که مطرح می کنید دارای نوعی کلی گویی است و یک موضوع را به همه تعمیم می دهید یا اگر شما نمی دهید دیگرانی که بی اطلاع هستن تصور می کنن همه دارای این خصوصیت هستند. همه می دانند مسبب این اتفاقات نسل سوخته و در حال زوال به اصطلاح موتوری ها-کم سوادها-خانواده های مشکل دار و ضعیف از نظر فرهنگی هستند. این جمعیت قلیل که برای خانواده های خودشان غیرتی هستند و برای دیگران مدعی در جلوی غریبه ها شاید بر این باورند که فقط خودشان باید به دختران همشهری شان نگاه کنند و نه کس دیگری و خلاصه از این بحث های کوته فکرانه- شاید عکس العمل این افراد به دلیل بعضی رفتارهای غیر بومی ها نیز باشد. لطفا سوالات را به گونه ای مطرح کنید که دامنه گسترده ای پیدا نکند. ادم هایی با سلیقه و رفتارهای متفاوت را در همه جا می توان یافت به خصوص در این اعصار جدید که جهان تبدیل به دهکده ای شده است و هنوز اوزی های خانواده دار -تحصیلکرده و با فرهنگ در قلب لارستان کهن می درخشند و اوازه خود را با صفات پسندیده شان در جهان ژراکنده کرده اند.


من تمام سعی خود را کرده ام که از کلمه همه استفاده نکنم و بعضیها می گویم به مطالبم دقت کنید ولی باز هم باشه ان شا’الله سعی خودم را خواهم کر

 

میعاد شمسی

 

با سلام
ابتدا از مسئول وب خواستارم که کنترل خود را روی نظرات افزایش داده که آزادی بیان با آزادی توهین و نادیده گرفتن نزاکت متفاوت است.
در مورد قضیه مورد بحث باید عرض کنم که نباید بی دلیل از آن دسته از جوانان که سابقه شان معرف شخصیتشان اشت دفاع کرد.اما کسانی که واقعا و فقط از سر غیرت و حمیت شان با دیگران درگیر می شوند باید به یک سوال مهم پاسخ دهند:
آیا در صورت مشاهده چنین رفتار هایی از سوی یک همشهری اوزی باز هم چنین واکنش هایی از آنها سر می زند؟

نکته ی بعدی که بسیار مهم است به درون کانون خانواده برمیگردد و به مسائل تربیتی و کنترل آنها مخصوصا روی دخترانشان مربوط است که اینجا جای باز کردن آن نیست.در این بخش یک سوال مطرح است که اگر بعضی از دختران خانواده ها خودشان خواهان ارتباط باشند(که متاسفانه اغلب اینگونه است)تکلیف چیست؟

اما بخش آخر اینکه پرداختن به این قضایا در وهله ی اول به خانواده ها و در خارج از کانون خانواده به نیروی انتظامی شهر مربوط می شود.
آیا نیروی انتطامی واقعا و بطور شایسته و بایسته درباره این مقوله به وظایف خود عمل میکند؟؟؟

 

لرد مصلی

 

باسلام .1-هیچ نوع انگیزهای ندارند و فقط جنبه خود نمایی دارد2-اگر واقعا غیر بومی و غریب باشند از یک نوع حقشونه(که جوانان اوز را خراب کردند مانند)گوگلک3-این هم باز جنبه خود نمایی دارد که خودی به دختره نشان بده4-برداشت من این است که جلو غریبه هایی که میخوان جوانان ما را خراب کنند باید گرفت

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 تیر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


کتک کاریهای باسابقه در اوز

این پست را اختصاص دادم به کتک کاریهاو تهدیدهایی که در حق غیر اوزیهایی که به اوز می آیند می شود .

بعضا مشاهده و شنیده شده که غیربومیها از  این حرکت بعضی از نوجوانان و جوانان

 اوزی شاکی هستند تا جایی که ترجیح می دهند پا به اوز نگذارند.

 ما می خواهیم مردم را نسبت به اوز جذب یا دفع کنیم ؟

بهتر است چون گذشته ابتدا با طرح سوالاتی بتوانیم با همدیگر به یک

 نتیجه گیری دست پیدا کنیم :

۱- انگیزه کسانی که به کتک کاری یا تهدید آقایان غیر بومی می پردازند چیست ؟

۲- آیا این آقایان غیر بومی واقعا مستحق کتک یا تهدید هستند ؟

۳- عنوان شده است که بیشتر این کتک کاریها جنبه ناموسی داشت است با این

 وجود آیا جوانان اوزی خود جانب ناموس خویش را نگاه می دارند ؟

۴- برداشت اوزیها و غیر اوزیها ازاین گونه رفتارها چیست ؟

+ نوشته شده در سه شنبه 8 تیر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام اینجا اوز است هوا گرمه گرمه گرم

 امیدوارم توی این هوای گرم تابستونی کاملا بر اعصاب خود مسلط باشید و از زندگی لذت کافی و وافی رو ببرید .

احوال ما رو که کسی نمی پرسه البته احوال ما  زیاد مهم نیست در این گیر و دار و مشکلات زندگی احوال کسی پرسیدن واقعا کمال هنر و مهربانیه .

امتحانات دانشجوها هم در حال اتمامه و ان شاالله بتونیم از این به بعد بیشتر از نظراتشون استفاده کنیم

 یه  عکس  هم براتون بزارم و تا پست بعدی همتون رو به خدا میسپارم (البته نه فقط تا پست بعدی ها در کل در پناه خدا باشید )

+ نوشته شده در دوشنبه 7 تیر1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


گپی خودمانی  و همه جانبه  ( اوز را دریابیم )

 

این پست رو اختصاص دادم به یک گپ خودمونی ، هرچند من کلا خودمونیم !

پست قبلی رو که گذاشتم خیلیا اومدن و دیدن و بعضیاشون نظر دادن و بعضیا هم همین جوری رد شدن

هدف، گفتن نظر و اعتقاد افراده و باخبر شدن از اعتقادات هم و یک تصمیم گیری معقولانه .

 

داشتم وبسایت آقای علی اصغر حسنی را می خوندم دنبال یه اسم و نشونی از اوز بودم. گشتم و گشتم ولی هیچ اسمی از اوز پیدا نکردم . اقای حسنی درخواست ها و پیگیریهایی را انجام داده بودن  ولی هیچ کدام مربوط به اوز نمی شد در جای جای این وبسایت اسم گراش به اسم می خورد . ( 18 خرداد 89 )

 ناخود آگاه به یاد اون سی دی ها و تبلیغات  انتخاباتیش افتادم یاد ستاد انتخاباتیش تو اوز که چه طور بعضی از همشهریها براش تبلیغ می کردن آخه اونا کف دستشون رو که بو نکرده بودن . میگن عجولانه و احساسی قضاوت نکن آخه باید می دونستیم دیگه مگه قبل از اون گراش به اوز چه خدمتهایی کرده بود که در آینده می خواست انجام بده .

نامه ای الکترونیکی  هم براشون ( آقای حسنی ) فرستادم  و نمی دونم پاسخگو میشن یا نه ؟ این نامه را فرستادم که اتمام حجتی لا اقل برای خودم باشه . حالا اگه جواب نامه را فرستاد متن سوال و جواب را براتون می نویسم .

اینم آدرس وبسایت   :

 

http://www.aliasgharhasani.ir/

آقای حسنی در این مدت برای شهر اوز چه اقداماتی انجام داده اند ؟

چرا اوز با وجود صلاحیت ، شهرستان نشد و گراش شد ؟

 

پیشنهاد می کنم همشهریان اوزی  به صورت علنی و رودررو به دفتر ایشان بروند مثل کاری که لطیفی کرده اند . گفتم همشهریان لازم نکرده حتما از طرف ارگانی خاص باشه بلکه تک تک ما این حق رو داریم .

***

 

دوستی انتقاد کرد و گفت  که این پستت ( منظور پست بی طرفی اوز در جنگ بین لار و گراش )  خیلی احساسی نوشتی حالا نمی دونم با چه دلیلی این را گفت  و آیا این نقدش از روی بررسی بود یا اینکه همین جوری رو نمی دونم . ولی کدام احساسات ؟ ما این دردها و ظلمها را از همون بچگی درک می کردیم همون موقع که بزرگترها دور هم می نشستن و از ظلمهایی که در حق اوز می شه صحبت می کردن. دردهای مزمنی که نیاز به درمان اساسی داره .

نمی خواستم اسمی از تفاوتهای مذهبی را به میان آرم ولی به نظر می رسه  همه این ظلمها ریشه در همین موضوع داره . که کاش نداشت ...

امیدوارم مردم بتوننن  در کنار تفاوتهای فردی و فرهنگی و مذهبی در کنار همدیگه یا صلح زندگی کنن .

***

یک واقعیت  : در جوامع امروز  انسانها بیش از اندازه به زادگاه خود بها می دهند تا جایی که خیلی از اولویتها را نظیر : انسانیت ، کمک به همنوع ، برتری با تقواتر نزد خدا ، مساوات همه بشر و برتری نداشن کسی بر کس دیگر  و ...  را نادیده می گیرند .

 

شاید اگر یک اوزی هم نماینده مجلس می شد به زادگاه خود بیش تر بها می داد که البته این امر برا ی او هم ناپسند بود . کسی که نماینده ی عده ای شد می بایست همه را به یک چشم ببیند که البته کاری است بس مشکل . به همین خاطر نماینده شدن کاری است که از عهده ی هر کسی برنمی آید و هرگسی این شایستگی را هم ندارد . با خودم فکر می کردم چه طور است که در آینده من بروم و نماینده مجلس بشوم ولی بعد از این فکرم پشیمان شدم چرا که سنگینی این بار از عهده ی حتی فکر کردن من هم خارج بود .

امیدوارم اوزیها و یا کسان دیگری که نماینده می شوند اول این صلاحیت را در خود ببینند و پرورش دهند و بعد اقدام کنند .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

بی طرفی اوز در جنگ بین لار و گراش

لاریها و گراشیها امروزها رابطه خوبی با هم ندارند  . اگر پای صحبت

 هرکدامشان  بنشینیید متوجه

  خواهی شد که طرف مقابلش را   ملامت و سرکوب می کند .

هرکدام از آنها می خواهند اوز را طرفدار خود کنند . چرا که این وسط اوز

 می تواند وسیله ی رسیدن به هدفشان  شود .

اوز اگر تابع گراش گردد که  گراش یک آیتم و بخش بسیار خوب پیدا کرده

 است . بخشی که می تواند سود

زیادی را روانه گراش کند .

و لار هم به همین صورت اگر اوز با او باشد هر چه بهتر می تواند لارستان

 را به استان تبدیل کرده  و لار با مرکزیت استان سود زیادی را عائد خود کند و ...

و اما اینجا اوز است که مثل همیشه مظلوم باقی  مانده است .

اوز است که با این سابقه درخشان  بر سرش کوبیدند و گفتند همین قدر برایت بس است !!

ما طرفدار هیچ کدام  نیستیم

ولمان کنید...

اگر لار اوز را می خواست که می گذاشت شهرستان شود.

اگر لار اوز را می خواست که اینقدر مانع ایجاد امکانات از گذشته تا به

 امروز در اوز نمی شد . یادم هست

سالها پیش می گفتند  اوز می خواهد صاجب فرودگاه شود ولی لار مانع

 شده است .

یادم هست که در در جای جای اماکن دولتی اوز لاریها وجود داشتند در

 حالی که متخصصین اوزی کم نبودند .

یادم هست که دیپلمه لاری را در اوز استخدام کردند و لیسانسه اوزی

  را برای همان پست نه .

و می بینیم که حسنی در صورتی که نماینده اوز هم هست چه طور در

 حق اوز جفا کرد و گراش خودش را شهرستان کرد .

همشهریان عزیز مطمئنا شما از ظلمتهای لاریها  و گرا شیها چیزهایی را به یاد می

 آورید ...

بگوئید ...

 

و باز هم خواهیم دید...

 

همشهریان عزیز لطفا جانب هیچکدام از این دو طرف را نگیرید و پیش

 هیچکدام ، از دیگری بد  نگوئید .

سرتان به کار خودتان و شهر خودتان باشد چرا که اگر می خواستند به

ما خوبی کنند تا حالا کرده بودند .

***

روزی بود که این دو شهر باهم بودند و هر دو بر علیه اوز ، ولی امروز

 همه چیز را  دارند افشا می کنند .

 « عدو شود سبب خیر » . ان شاء الله این ماجرا ( هر چند که ما به جنگ

 و درگیری آنها راضی نیستیم ) برای ما خیر شود .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ اوزستان و جناب شبمبه

در ادامه ي مبحث شهرداري

يكي از وظايف شهرداري مساله ي پاكيزگي شهر و معابر و خيابان ها هست

در صورتي كه بنده به جرات مي تونم بگم در اوز به هيچ وجه به اين مساله رسيدگي نمي شه

دليل هم نمي خواد چون به قول معروف آن چه عيان است چه حاجت به بيان است 

از سطل آشغالهاي هميشه سرريز كنار خيابون ها گرفته تا جوي هاي آب پر از آشغال يا خيابونهايي كه سالي به دوازده ماه تميز نمي شن!! 

بنده گزيده اي از عكسهايي كه در آرشيو عكسهاي خودم وجود داره رو براتون مي ذارم بقيش قضاوت با خودتون...

اول خواستم بگم عكس ها بدون شرحه ولي گفتم يه توضيحاتي در مورد عكس ها بدم بد نيست

عكس ها در مورد سطل آشغالهايي هست كه در كنار خيابونهاي اصلي قرار گرفته و جلوه ي بسيار نازيبايي به شهر بخشيده... اي كاش فقط اين بود، بدتر اينه كه هميشه اين سطل ها پر هستن و آشغال ها اطراف سطل ها به وفور يافت مي شه

حالا به نظرتون اين دو عكس در كجا قرار داره؟

جالبه بدونيد اين سطل آشغال در خيابوني به اسم محيط زيست قرار گرفته!!

چقدر هم به اسمش مياد وجالبه بدونيد كه اين سطل آشغال پاتوق هميشگي گربه ها هست

:twisted:

ديگه وقتي خيابون محيط زيست وضعش به اين صورت باشه واي به حال باقي خيابون ها!!



حالا به عكس پاييني مي رسيم كه خيلي جالبه!!
وقتي اين عكس رو ديدم با خودم گفتم نكنه شورشي چيزي شده باشه و معترضين به آتش زدن اماكن عمومي دست زده باشن !!

ولي آخه چه شورشي؟؟!!

اين كار هميشگي ماموران شهرداري هست. ظاهرا هر وقت يك بار آشغالها رو درون سطل ها  آتش مي زنن حالا مهم هم نيست كه كجا باشه ... وسط شهر باشه يا رو خيابون... مهم اينه كه سطل پر بشه و آتيشش بزنن!!


+ نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

شهرداری (2 )   ( جمع بندی )

 

 از نظرات و شواهد معلوم در اوز، مشخص می شود که شهرداری اوز از تحرک کمی برخوردار است . نه

 اینکه تحرکی نداشته باشد ولی تحرکی که مناسب با سطح روز دنیا باشد را ندارد . تحرکی که حتی در

سطح شهرهای دیگر و همجوار مثل گراش و یا خنج باشد را نیزدیگر از دست داده است . 

مردم اوز از گزارش فعالیتهای شهرداری بی خبر بوده  و خیلی از مردم طبق آن چیزی که می بینند قضاوت

 می کنند و اگر قضاوت آنها ناصحیح هم باشد به نظر  من مقصر اصلی خود شهرداری است که گزارش کار

 خود را ارائه نمی کند .

نقش مردم در تصمیم گیریهای شهرداری کمررنگ است چرا که زمانی این نقش پر رنگ می شود که

 انتقادات و پیشنهادات آنها در تصمیمهای ایشان دخیل شود .

شهردار باید در قلب  و میان مردم باشد تا از نزدیک با مشکلات آنها آشنا شود .

شهردار باید بسیار فعال و به روز باشد تا از خطر عقب افتادن از دیگران به دور باشد . تا بتواند خواسته

 های مردمی که از هر طرف شاهد تکنولوژی دیگران هستند را برطرف نماید .

 

پیشنهاد :

شهرداری می تواند بدین وسیله با مردم در ارتباط باشد

1- ایجاد سایت

2-  نشر ماهنامه

3-  قرار دادن نماینده برای هر محله

4- اطلاع رسانی در نماز جمعه

و...

 

و همچنین شهرداری می تواند :

 از نیروهای جوان و خلاق شهر بوسیله تشکیل شورای متخصصین شهر کمک بگیرد که می تواند از

 متخصصین و فارغ التحصیلان این رشته ها باشد :

1- عمران و معماری 2- برنامه ریزی 3- مدیریت  4- کشاورزی 5-  کامپیوتر 6- مددکار و روانشناس اجتماعی

7- علوم ارتباطات اجتماعی  8- حسابداری 9- حقوق و ...

شهرداری اگر فقط چند درصد از بودجه اش را به این نیرو اختصاص دهد می تواند سرمایه گذاری  بزرگی

 انجام دهد . سرمایه گذاری که بدون تردید سود زیادی را عائد شهر خواهد کرد .

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 9 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


آیا تجاوز  ارتباطی با بی حجابی دارد ؟

 

قرار بود ابتدا به جمع بندی موضوع شهرداری بپردازم  ولی نتونستم طاقت بیارم و این مطلب را ننویسم  .

      

***

به مؤمنان (مردان ) بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه به نامحرمان)  فروگيرند، و عفاف خود را

 حفظ كنند; اين براي آنان، پاكيزه‏تر است; خدا از آنچه انجام می دهند آگاه است! (30 نور)

و به زنان، با ايمان بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه هوس‌ها فروگيرند، و دامان خويش را حفظ

 كنند و زينت خود را - جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسري‏هاي خود

 را بر سينه‏ خود افكنند (تا گردن و سينه‏با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند

 مگر براي شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرشان

 يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان) همانند يا بردگانشان

 (كنيزانشان)، يا افراد سقر كه تمايلي به زن ندارند، يا كودكاني كه از امور( جنسي مربوط به

 زنان) آگاه نيستند؛ و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهان‌كار، دانسته

 شود (و صداي خلخال كه برپا دارند به گوش رسد). بسوي خدا بازگرديد اي

 مؤمنان، تا رستگار شويد! (31 نور)

 ***

     اخیرا اخباری مبنی بر تج اوز ج.ن.س.ی  به کودکان معصوم به گوش می خورد که فکر آن

 قلب هر انسان مومن و حق طلبی را به درد می آورد .

اول  با خود گفتم این کار درستی نیست که این مطلب را اینجا بنویسم  و ترس این را داشتم

 که کسانی برصدد برآیند که  آن کودکان معصوم  را شناسایی کرده . ولی با خود گفتم آخر

 تاکی ؟ چقدر  باید حرف نزنیم ؟ من از شما خواهش میکنم که کاری نداشته باشید که آن

 کودکان  چه کسانی می باشند  بلکه به این فکر کنیم که  این اتفاق ممکن است

 برای خواهر یا دختران خودمان نیز  خدای ناکرده پیش آید .

اما مشکل کار کجاست ؟

چه کسانی مقصرند ؟ آن صاحب قلب سیاهی که این کار را کرده است ؟

همان طور که می شنویم این اتفاقها در شهرهای دیگر نیز می افتد . اما در شهرهای بزرگ

 والدین بیشتر مواظب فرزندانشان هستند و احتمال افتادن این خطر را بیشتر می دهند . اما در

 شهر اوز چی ؟ شهر کوچکی که حداکثر همدیگر را می شناسند مخصوصا اگر در یک محله

 باشند . والدین به کودکانشان با این فکر که شهر و محلشان امن است اجازه می دهند در

 کوچه بازی کنند . اما خبر ندارند که دیو صفتانی هستند که در کمین فرزندانشان ایستاده اند ؟

اما چگونه می شود  این افراد دست به این کار پست می زنند ؟

کلانتری شهر اوز دراین رابطه چه اقدامی نموده است ؟

 بعضی از این افراد از نظر روانی مشکل دارند  و می بایست در تیمارستان نگهداری شوند

.  اما بعضی دیگر چه ؟

مگر نه این است که آنها از جایی باید تحریک شده باشند ؟ آیا ممکن است بی حجابی در اوز

 این امر را موجب شده باشد ؟ زنانی که تقریبا نیمه عریان هستند موجب تحریک آنها می شوند

 و آن مردها چون امکان دسترسی به خودشان را ندارند به کودکانی معصوم و بی دفاع حمله

 می برند . 

آیا زنان با خود اندیشیده اند که کار آنها چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد ؟

بعضی از زنان می گویند ما برای دل خودمان هر طور می خواهیم میگردیم ؟ بله سلیقه ه

ا متفاوت است اما این سلایق در چه قالبی باید عرضه  شود ؟ممکن است که سوال شود در

 کشورهای خارج که بی حجابی بدتر است  چرا من این را می گویم ؟ اما این امر را مد نظر

 داشته باشید آنجا اگر بی حجاب است جاهایی هم هست که اینگونه مردها به آنجا بروند...

( این مطلب  مبنی برتایید اینگونه اماکن نیست !)   ودیگر ، کودکان آسیب نبینند .

اما ...

آخه تاکی ؟ من این اعتقاد را دارم که حجاب باید از روی اعتقاد باشد  . اما چند کودک دیگر باید

 قربانی شوند ؟ چند خانواده دیگر باید از هم بپاشد ... چقدر باید منتظر شد که اعتقادها درست شود ؟

لطفا بی تفاوت از روی این موضوع رد نشوید چه اینکه معلوم نیست فردا چه کسی قربانی

 می شود ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 کنکاشی بر نظرات اعمال شده برپست  شهرداری اوز 1

میعاد شمسی

 

با سلام.
خوشحالم از اینکه یکی از مسائل مهم را مطرح کردید.سوالات شما سوالات بنده و قطعاً بسیاری دیگر از همشهریانمان نیز هست.همچنین از اینکه ابتدا حدود وظائف مجموعه شهرداری را مطرح کردید و سپس به سوالاتتان پرداختید بسیار خوشحال شدم چراکه این امر را نشاندهنده منصف بودن شما میدانم. امیدوارم همیشه این رویه را در پیشگیرید.
از جمله سوالات دیگری که میتوان پرسید این است که اکنون مسئول روابط عمومی،اطلاع رسانی و یا همان سخنگوی شهرداری شهرمان کیست؟چرا فردی که این مسئولیت را بر عهده دارد گزارشی از فعالیت ها گذشته(در محدوده ی زمان معین) وبرنامه های آینده ی شهرداری را در یک مکان عمومی(مثل نماز جمعه) ارائه نمیدهد؟
سوالات عمده را خودتان ذکر کرده اید.چون فقط سوالات ما را خواسته بودید وارد تحلیل و بررسی نحوه اجرای وظائف و عملکرد شهرداری نمیشوم.
با تشکر،موفق باشید.

 

مرتضی اسمائیلی

 

با سلام
ممنون از لطف شما.
نسبت به موضوع مطلبتان : بسیار موشکافانه هست.
باید خدمت شما عرض شود امروزه متاسفانه حقوق شهروندی آنطور که انتظار می رود نیست و این خود ناشی از کم اگاهی و عدم اطلاع رسانی و مدیریت صحیح می باشد.
شاید انتظار می رود شهردار یک تنه همه این موارد را انجام بدهد ولی باید این نکات را هم در نظر داشت که که مجموعه شهرداری و عوامل وابسته به آن هستند که همه امور شهرداری را معنا بخشیده اند و اگر جایی کاری بلنگد همه ی چشمها فقط به سوی شخص شهردار می رود گرچه همه آن عوامل دخیل می باشند و اگر مدیریتی در کار نباشد متاسفانه همان می شود که انتظار نداریم . دوست عزیز اگر همکاری و اتحاد و مدیریت در کار نباشد نه جوابی هست و نه عمرانی.البته سوالات شما را فقط شهردار می تواند پاسخ بدهد چون واقعا عموم مردم از ان اطلاعی ندارند و یا کم اطلاع دارند.
به امید آبادانی بیشتر این دیار

 

یک دوست

 

اگر کارکنان شهرداری مثل کارکنان شهرداری گراش بودند الان استان شده بود.اوز.کمی به کارکنان شهرداری فقط برای چند لحظه نگاهی بندازید آنوقت خود خواهید فهمید.در ضمن در شهرداری اوز کسی برای شهر و رضای خلق و خدا کار نمی کند همه به فکر...........نگفتنش بهتر است شهردارمان خوب است باتقواست ولی مدیریت ندارد کاش جای خود را به پسرش یا یک نیروی زبده می داد البتهئ شهردار مقصر نیست کارکنان اصلا خوبی ندارد مگر شهردار یک نفره چه کار می تواند بکند تقصیر مردم هم هست که فقط بد گویی می کنند کمی هم کار و پشتکار و همت کنند شاید درست شود

 

سردار نوروزی کاریان

دوست عزیز اولا" سلام ،درارتباط باعملکرد شهرداری محترم اوز لزوما افرادی میتوانندبه طورصحیح واصولی اظهارنظر نمایند که دراین شهر ساکن هستند واز موهبت خدمات آن برخوردارند. شهر اوزظرف مدت یکی دو دهه اخیر خیلی رشدکرده است، این نشانگر همت وهمکاری واحساس مسئولیت مردم وتوجهات شایان توجه شهرداری وشورای شهر ودلسوزی معتمدین خوشنام اوز میباشد.

 

یک غریبه

 

مگه اوز شهرداری هم داره
من که ندیدم
...
آها منظورتون همون ساختمونه سر فلکه امام شافعیه
اونجا شهرداریه
من که اومدم اینجا چیزی از شهر- دار نبود(آویزون نبود)
ممنون که بنده رو راهنمایی کردید پس به اونجا میگن شهرداری
...
امیدوارم به بعضی ها بر نخوره..

 

امیر مزرعی

 

بابا جان شهرداری اوز بلوار خلیج فارسش رو هنوز کارای خاک ریزیش رو تمام نکرده.
بلوار ورودی از طرف ضلع غربی به اتمام نرسیده.
عابر ژیاده ها آسفالت هستند به جای سنگ فرش.
بخدا دوستام میکن قبلاَ اوز خیلی با کلاس بود و شایسته’ لقب ژاریس کوچولو. ولی الان میگن گراش بهتره
تاسف میخورم

 

نسرین الماسی

 

سلام

- در مورد شهرداری : راستش من یه بی عدالتی هایی رو در شهر میبینم یکیش اینه که مشاهده میشه که به محله هایی چون محله های پشت مدرسه بازرگانی که از محله های قدیمی اوز هستش خوب رسیدگی نمیشه و امکاناتی چون لوله کشی وآسفالت و از این قبیل خیلی دیر تر به آنجاها میرسه . و کوچه هایی در آنجاها وجود دارد که بسیار باریکه طوری که برای سواره ها و پیاده ها خیلی خطرناکه و باریکی کوچه ها ممکنه موجب صدمات مالی یا جانی بشه . البته به کوچه مانمی دونم به یمن وجود مدیر اجرایی شهرداری در آن یا دلایل دیگر خیلی خوب و زودتر از بقیه جاهها رسیدگی میشه و ما از این لحاظ خوشبخت تر از بقیه هستیم ! ولی این موضوع ناراحتم میکنه چرا که مثلا کسی مثل خاله یا بقیه افراد شهرم که در کوچه های قدیمی و باریک پشت مدرسه بازرگانی ( اسم محلشون رو نمی دانم !) رو با خود یکسان میدانم و می بایست آنها هم مثل من از مزایای وجود شهرداری بهره مند بشوند .
- موضوع دیگر اینکه شهر دارای تنوع نیست و واقعا داره خسته کننده میشه من احساس میکنم که همان طور که بقیه نظر داده بودن شهرداری نیاز به مدیران خلاق دارد .
- راستی شهردار چگونه انتخاب میشه ؟ یکی نظر داده بود که پسر شهردار، شهردار بشه . چه جوریه مگه ؟ هر کی به هرکیه ؟

 

 

***

 

شبمبه

 

سوالاتی را در حیطه ی وظایف شهرداری مطرح کرده بودم . دوستانی لطف نموده و پاسخگو شده بودند .

هرچند می بایست مسئولین شهرداری حضور داشته و پاسخگو می شدند .

 

 

1- آقای شمسی گفته بودند که  : مسئول روابط عمومی شهرداری کیست و چه کسی گزارش فعالیت شهرداری را به گوش مردم می رساند ؟

 راستش من که اطلاع ندارم و فکر نکنم چنین کسی در شهرداری باشد !

والبته تا آنجا که من اطلاع دارم این شهردار بوده که گاها فعالیتهایش را به گوش مردم یا رسانه ها می رسانده  .

 

2- آقای اسماعیلی نظرداده بودند که ما نباید تنها از شهردار انتظار داشته باشیم بلکه همه ارکان شهرداری مسئولند .              

ایشان درست می گویند ولی باید این نکته را در نظر گرفت که :  چیزی که امروز در جوامع میبینیم این است که از کسانی که مدیریت جایی را بر عهده گرفته اند باز خواست میکنند .

اگر رکنی از یک نهاد کار خود را به شایستگی انجام نداد این مدیر است که باید اورا مواخذه و یا در مرحله بعد تنبیه و یا اخراج کند و جایگزینی بهتر برای آن بیاورد . مردم که نمی توانند در صورت کم کاری یک رکن او را  مجازات کنند . چرا که موجب هرج و مرج میشود .مردم انتقاد خود را می کنند  و این مدیر یا کادر مدیریت هستند که تصمیم می گیرند . در صورتی که مردم انتقاد کردند و به انتقاد شایسته آنها نظری افکنده نشد و اصلاحی صورت نگرفت می بایست مدیریت زیر سوال رود .

 

3- یک دوست عنوان کرده بودند که در شهرداری کسی برا رضای خلق وخدا کار نمی کند!!!!!!!!! عجیبه این حرف، از کجا میدانید ؟ مگر خدایید که از دل همه خبر داشته باشید و کارکنان اوز را با کارکنان گراش و لار مقایسه کرده که یعنی آنها برای خدا کار می کنند و  کارکنان اوز نه  ؟  شما از دل آنها هم خبر داری شما دیگه کی هستید ؟؟؟ و جالب تر اینکه از تقوای آقای شهردار هم خبر دارد ؟ چه طوری تقوا را تشخیص میدهید ؟

 

و گفته بودند که بهتره کسی دیگر یا پسر ایشان شهردار شود . خدای نکرده نکنه شهردار شدن بخواهد موروثی شود !!

 

4- آقای نوروزی به عنوان کسی که از بیرون به شهر اوز می نگرد  این اعتقاد را داشتند که اوز دراین یکی دو دهه خیلی رشد داشته است و شهردار و شورا را یکی از مسببین این امر می دانند .

 

5- آقای مزرعی ضمن انتقاد از کارهایی که دیر به اتمام میرسه گفتند که قبلا به اوز میگفتن پاریس کوچک و الان چی ؟

به نظر من همین گفتن پاریس کوچک خیلی توقعات نامناسب را در دیگرانی که در  اوز نیستند به وجود آورد طوری که این توقعات موجب گشت که در اوزیها هم تاثیر منفی بگذارد و برای برآورده کردن توقعات آنها و به اصطلاح خودی نشان دادن و ثابت کردن این امر که اینجا پاریس کوچک است هر چه بیشتر به ظاهر اهمیت بدهند و سعی در حفظ ظاهر بنمایند .

البته من دقیقا نمیدانم که اطلاق پاریس کوچک به خاطر زیبایی شهر بوده یا فرهنگ  و سواد شهر؟ . ولی برداشت من به عنوان یک شهروند اوزی این است که از نظر ظاهر مقایسه صورت گرفته و چه بسا خیلیها هم این برداشت را بکنند .

6- خانم الماسی ضمن نارضایتی از یکسان نبودن ارائه خدمات به محله های اوز عنوان کردند احساس میشود که شهرداری به مدیر خلاق نیاز دارد که  در پستهای قبل اشاره ای بر این امر داشته ام .

و همچنین پرسیدند که شهردار چگونه انتخاب میشود ؟

شهردار در ویکی پیدیا اینطور معرفی شده :

طبق تعریف دانشنامه‌ای به نگهبان یا گرداننده شهر، شهردار گویند.اما بر اساس معانی رایج در ایران، شهرداری نهادی است عمومی، غیر دولتی، محلی و خودکفا. یعنی مثل دیگر نهادهای دولتی از بودجه دولتی استفاده نمی‌کند و باید دارای درآمد محلی برای اداره خود باشد که این درآمد توسط شورای اسلامی شهر به تصویب رسیده و در قالب عوارضات متعلقه از مردم اخذ می‌گردد

نحوه انتخاب شهردار

در ایران، شهردار توسط شورای اسلامی شهر انتخاب می‌شود.

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 2 خرداد1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


شهرداری اوز  (1)    

   

 

 

 

 

 

 

 

 

در چند پست قبل به ارائه شرح وظایف شهرداری پرداختم .

حال سوالاتی مطرح می شود که :

1- آیا شهرداری اوز به این وظایف عمل می کند ؟

2-    شهرداری کارهای اجرائیش  را چگونه به گوش مردم می رساند ؟

3-    سالانه چقدر بودجه به شهرداری اوز تعلق می گیرد ؟

4-    این بودجه صرف چه کارهایی می شود ؟

5-     حق هر نفر یا هر خانواده یا هر محله از بودجه دولت چقدر است ؟

6-     آیا هر محله به طور مساوی از امکاناتی که  شهرداری  در اختیار می گذارد بهره مند می شوند ؟

7-     مردم چگونه شکایات خود را به گوش شهردار می رسانند ؟

8-    و ...

9-    شما هم  سوالات خود را مطرح کنید .

 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


                                       توجه !!!!!!!!!! 

طبق تصویب نویسندگان وبلاگ قرار بر این شد:

 هر بحثی که ارائه می شود تا به جمع بندی نرسیده وارد بحث دیگر نشویم و از خوانندگان 

 هم تقاضا داریم در حول مبحث به روز شده نقد و بررسی داشته باشند .البته شما مثل

همیشه مختار بر این امر هستید و می توانید هم

هرچه میخواهد دل تنگتان را بگوئید ولی اگر در مورد مطلب بحث شده باشد بهتر است .

                 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


با عرض معذرت از اندک پسرهایی که ...

                                             *****

اگه دیدی یک پسر اوزی داره مطالعه میکنه خوشحال نشو تعجب هم نکن

می دونی چرا ؟

چون امتحان رانندگی داره

یک احتمال دیگه اینکه داره روزنامه ی عصر میخونه !!!! اونم داره آخرمطالب رو نگاه میکنه و دنبال اسامی نویسندگان می گرده !!

                                                *****

اهل مطالعه اند .

 

+ نوشته شده در یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


وظايف شهرداري

 

 

 

1- ايجاد خيابان‌ها و كوچه‌ها وميدان‌ها و باغ‌هاي عمومي و مجاري آب و توسعة معابر در حدود قوانين موضوعه.

2- تنظيف و نگاهداري و تسطيح معابر و انهار عمومي ومجاري آب‌ها و فاضلاب‌ و تنقية قنوات مربوط به شهر و تأمين آب و روشنائي به وسائل ممكنه.

3- مراقبت و اهتمام كامل در نصب برگة قيمت بر روي اجناس و اجراي تصميمات انجمن نسبت به ارزاني و فراواني خواربار و مواد مورد احتياج عمومي وجلوگيري از فروش اجناس فاسد و معدوم نمودن آنها.

4- مراقبت در امور بهداشت ساكنين شهر و تشريك مساعي با موسسات وزارت بهداري در آبله‌كوبي و تلقيح واكسن و غيره براي جلوگيري از امراض ساريه.

5- جلوگيري از گدائي و واداشتن گدايان به كار و توسعة آموزش عمومي و غيره.

6- اجراي تبصرة يك ماده 8 قانون تعليمات اجباري و تأسيس مؤسسات فرهنگي و بهداشتي و تعاوني مانند بنگاه حمايت مادران و نوانخانه و پرورشگاه و درمانگاه و بيمارستان و شيرخوارگاه و تيمارستان و كتابخانه و كلاس‌هاي مبارزه با بي‌سوادي و كودكستان و باغ كودكان و امثال آن در حدود اعتبارات مصوب و همچنين كمك به اين قبيل مؤسسات و مساعدت مالي به انجمن تربيت بدني و پيشاهنگي و كمك به انجمن‌هاي خانه و مدرسه و اردوي كار.

شهرداري در اين قبيل موارد و همچنين در مورد موزه‌ها و خانه‌هاي فرهنگي و زندان با تصويب انجمن شهر از اراضي و ابنية متعلق به خود با حفظ مالكيت به رايگان و يا با شرايط معين به منظور ساختمان واستفاده به اختيار مؤسسات مربوط خواهد گذاشت.

7- حفظ و اداره كردن دارائي منقول وغيرمنقول شهرداري و اقامة دعوي بر اشخاص و دفاع از دعاوي اشخاص عليه شهرداري.

8- برآورد و تنظيم بودجه و متمم بودجه و اصلاح بودجه و تفريغ بودجة شهرداري و تنظيم پيشنهاد برنامة ساختماني و اجراي آن پس از تصويب انجمن شهر يك نسخه از بودجة مصوب و برنامة ساختماني به وسيلة فرماندار يا بخشدار به وزارت كشور ارسال مي‌شود.

9- انجام معاملات شهرداري اعم از خريد و فروش اموال منقول و غيرمنقول هو مقاطعه و اجاره واستيجاره پس از تصويب انجمن شهر با رعايت صلاح و صرفه و مقررات آئين‌نامه مالي شهرداري‌ها پيش‌بيني شده در اين قانون.

10- اهدا و قبول اعانات و هدايا به نام شهر با تصويب انجمن.

اعانات پرداختي به شهرداري يا موسسات خيريه از طرف وزارت دارائي جزء هزينة قابل قبول اعانه‌دهندگان پذيرفته مي‌شود و اعانه دهنده نسبت به مبلغ اعانه‌اي كه داده است از ماليات بر درآمد معاف مي‌باشد.

11- نظارت و مراقبت در صحت اوزان و مقياس‌ها.

12- تهيه آمار مربوط به امور شهر و مواليد و متوفيات

13- ايجاد غسالخانه و گورستان و تهية وسايل حمل اموات و مراقبت در انتظام امور آنها.

14- اتخاذ تدابير مؤثر و اقدام لازم براي حفظ شهر از خطر سيل وحريق و همچنين رفع خطر از بناها و ديوارهاي شكسته و خطرناك واقع در معابر عمومي و كوچه‌ها و اماكن عمومي و دالان‌هاي عمومي و خصوصي و پركردن و پوشاندن چاه‌ها و چاله‌هاي واقع در معابر و جلوگيري از گذاشتن هر نوع اشياء در بالكن‌ها و ايوان‌هاي مشرف و مجاور به معابر عمومي كه افتادن آنها موجب خطر براي عابرين است و جلوگيري از ناودان‌ها و دودكش‌هاي ساختمان‌ها كه باعث زحمت و خسارت ساكنين شهرها باشد.

15- جلوگيري از شيوع امراض سارية انساني وحيواني و اعلام اين‌گونه بيماري‌ها به وزارت بهداري و دامپزشكي و شهرداري‌هاي مجاور هنگام بروز آنها و دورنگاهداشتن بيماران مبتلا به امراض ساريه و معالجه و دفع حيواناتي كه مبتلا به امراض ساريه بوده و يا در شهر بلاصاحب و مضر هستند.

16- تهية مقررات صنفي و پيشنهاد آن به انجمن شهر و مراقبت در امور صحي اصناف و پيشه‌وران.

17- پيشنهاد اصلاح نقشة شهر در صورت لزوم و تعيين قيمت عادلة اراضي و ابنية متعلق به اشخاص كه مورد احتياج شهر باشد بر طبق قانون توسعة معابر و تأمين محل پرداخت آن و ايجاد و توسعة معابر و خيابان‌ها و ميدان‌ها و باغ‌هاي عمومي و تهية اراضي مورد احتياج براي لوله‌كشي و فاضلاب اعم از داخل يا خارج شهر و همچنين تهية اراضي لازم براي ساختمان مخزن و نصب دستگاه تصفيه و آبگيري و متعلقات آنها بر طبق قانون توسعة معابر.

18- تهيه و تعيين ميدان‌هاي عمومي براي خريد و فروش ارزاق و توقف وسائط نقليه و غيره.

19- تهيه و تدوين آئين‌نامه براي فراواني و مرغوبيت و حسن ادارة فروش گوشت و نان شهر و اجراي آن پس از تصويب انجمن شهر.

20- جلوگيري از ايجاد و تأسيس كلية اماكن كه به نحوي از انحاء موجب بروز مزاحمت براي ساكنين يا مخالف اصول بهداشت در شهرهاست. شهرداري مكلف است از تأسيس كارخانه‌ها- كارگاه‌ها- گاراژهاي عمومي و تعميرگاه‌ها و دكان‌ها و همچنين مراكزي كه مواد محترقه مي‌سازند و اصطبل چارپايان و مراكز دامداري و به طور كلي تمام مشاغل و كسب‌هائي كه ايجاد مزاحمت و سروصدا كنند يا توليد دود و يا عفونت و يا تجمع حشرات و جانوران نمايد جلوگيري كند و در تخريب كوره‌هاي آجر و گچ و آهك‌پزي و خزينة گرمابه‌هاي عمومي كه مخالف بهداشت اقدام نمايد و با نظارت و مراقبت در وضع دودكش‌هاي اماكن و كارخانه‌ها و وسائط نقليه كه كار كردن آنها دود ايجاد مي‌كند از آلوده شدن هواي شهر جلوگيري نمايد و هرگاه تأسيسات مذكور فوق قبل از تصويب اين قانون به وجود آمده باشد آنها را تعطيل كند و اگر لازم شود آنها را به خارج از شهر انتقال دهد.

21- احداث بناها و ساختمان‌هاي مورد نياز محل از قبيل رختشويخانه و مستراح و حمام عمومي و كشتارگاه و ميدان‌ها و باغ كودكانا و ورزشگان مطابق اصول صحي و فني و اتخاذ تدابير لازم براي ساختمان خانه‌هاي ارزان قيمت براي اشخاص بي‌بضاعت ساكن شهر.

22- تشريك مساعي با فرهنگ در حفظ ابنيه و آثار باستاني شهر و ساختمان‌هاي عمومي و مساجد و غيره.

23- اهتمام در مراعات شرايط بهداشت در كارخانه‌ها و مراقبت در پاكيزگي گرمابه‌ها و نگاهداري اطفال بي‌بضاعت و سرراهي.

24- صدور پروانه براي كلية ساختماني‌هائي كه در شهر مي‌شود.

25- ساختن خيابان‌ها و اسفالت‌كردن سواره روها و پياده‌روهاي معابر و كوچه‌هاي عمومي و انهار و جدول‌هاي طرفين از سنگ اسفالت و امثال آن به هزينة شهرداري هر محل.

26- پيشنهاد برقراري يا الغاء عوارض شهر و همچنين تغيير نوع و ميزان عوارض اعم از كالاهاي وارداتي و صادراتي كشور و محصولات داخلي و غيره و ارسال يك نسخه از تصويب‌نامه براي اطلاع وزارت كشور.

27- وضع مقررات خاصي براي نامگذاري معابر و نصب لوحة نام آنها و شماره‌گذاري اماكن و نصب تابلوي الصاق اعلانات و برداشتن و محوكردن آگهي‌ها از محل‌هاي غيرمجاز و هرگونه اقداماتي كه در حفظ نظافت و زيبائي شهر موثر باشند.

28- صدور پروانة كسب براي اصناف و پيشه‌وران. كلية اصناف و پيشه‌وران مكلفند براي محل كسب خود از شهرداري محل پروانة كسب دريافت دارند.

منبع :www.eshiraz.ir

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 اردیبهشت1389ساعت توسط شبمبه(شب بو) |