تبليغاتX
اََوَزستان

اوز چه چیزهایی نیاز دارد که امروز ندارد؟

چند وقت پیش این سوال را از خوانندگان وبلاگ کرده بودم ولی جواب آنچنانی  کسی نداده بود .

من چندتا کمبود به نظرم رسید  ولی قبل از آن بگذارید نکاتی را خدمتتون عرض کنم. کمبود در هر شهری پیدا می شود مخصوصا در شهرهای ایران (که کشوری   است جهان سومی یا درحال توسعه) پس کسی نمی تواند ادعا کند که در شهرش کمبودی وجود ندارد . کسانی هستند که به اوز خرده می گیرند که چرا فلان چیز را نداره و مثلا شهری مثل لار، گراش یا خنج داره آیا این شهرها کامل هستند ؟ اگر آره بروید روزنامه ها یا سایتهای آنها را بخوانید .

ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم در اوز کمبودهایی وجود دارد .که بعضی از این کمبودها مثل داروخانه شبانه روزی ،سونوگرافی  از ضروریاتی است که اگر به خاطر نبود این امکانات جان انسانی به خطر بیفتد  تک تک آنهایی که می توانند اقدام کنند مخصوصا آنهایی که در این حیطه ها درس خواندند  و انهایی که می توانند سرمایه در اختیار متخصصین بگذارند مسئولند .حتی آنهایی که دیپلم تجربی +استعدادکافی داشتندو ادامه ندادند ...

واما من به چندتا کمبود اشاره می کنم:

1- نظافت شهر : بله کارگران شهرداری مرتب این کا ر را انجام می دهند. اما چگونه ؟ با چه کیفیتی؟ من خوددیده ام که به آسانی از کنارکیسه ی آشغالی که در گوشه ی خیابان افتاده بود می گذشتند و به خیال خودشان دارند آشغالها را جمع می کنند .جارو می زنند اما چه جارو زدنی ! آشغالهای جدولها که بوی بدش (شل نیل ) خیابان را فرا می گیرد را جمع می کنند اما چه جمع کردنی فقط سطح آن را جمع می کنندو بدتر بویش را تازه تر می کنند . یعنی چی این چه حقوقی است که آنها می گیرند آیا حلال است؟ با این همه سهل انگاری ؟آشغال روبروی شهرداری که صفحه نسل پویا زحمت عکسش راکشیده بود.

2- فضای سبز:  آب اوز شیرین شد پس وضع فضای سبز هم باید تغییراتی کند .ولی...

3- حمایت از کشاورزان ویا رونق کشاورزی : ماشا ءالله مهندسان کشاورزی را کم نداریم کجایند؟ مشکل آب که حل شد  . زمینهای خوب هم کم نداریم به شیوه های آبیاری  نظیر قطره ای هم که خودتان وارد ید .حالا هردرختی در اوز ثمرنده و به اصطلاح خودمون پا نگیره .در اوز  خرما ،لیمو  ، انار ، خربزه ،سیب زمینی ، خیار سبز ویا... که  می شود کاشت و به دیگر شهرهاهم می شود صادر کرد.

4-آزمایشگاه خصوصی

5- سونوگرافی

6- داروخانه شبانه روزی

7-ترمینال که می خواست ساخته شود ولی حمایت نشد.

8- شنیدم خط واحد هم میخواهد بیاید که نیامده،  خدا کند که بیاید!!!

کارهای فرهنگی نظیر:

9- بالا بردن هرچه بیشترسطح فرهنگ شهر نشینی

10- نرم افزاری شدن اطلاعات سخنگوی 118

11- ایجاد سایت برای شورای شهروشهردار

http://shora-gerash. i  این آدرس سایت شورای شهر گراش:  r

12 – فروش سی دی ها ونرم افزارهای آموزسی مفید .(نه فیلم و بازی ): منظور این است که مرکزی را به فروش سی دی های تخصصی  اختصاص بدهند .

13- کتاب فروشی جهت فروش کتابهای تخصصی ودانشگاهی: (نه صرفأ پیام نور) پس تکلیف انهایی که در دانشگاههای دیگری درس می خوانندیا خواننده اند چه می شود ؟  (البته خاص کتاب باشه بدون نوشت افزار)

و...

چراشما چیزی نمیگید ؟

چقدرهم شما راضی هستید... البته  انسان خوبه قانع باشه  ولی نه اینکه چشمش را ببنده و چیزهایی که میشه داشت و ضروریه رو به خاطر سهل انگاری وکوتاهی و عدم تفکر نداشته باشه و به خاطر اون عده ای به زحمت بیفتن ...

......................................................................................................

آیابه قول یکی از خوانندگان این وبلاگ،  ا ین ایده ها فایده ای دارد ؟

چگونه به گوش بقیه می رسد ؟

من اعتقاد دارم که به گوش آنهایی که بایدان شاءالله خواهد رسید چرا ؟ حالا بماند ...

اگر هم نرسد شمایی که مسئولان را می بینی و می دانی که مسئول فلان قسمتند که نقص دارد، و چیزی به آنها نگویی مواخذه می شوی خدا به داد برسد شبمبه که مخفیه  شما چی؟ شما که آشکارید !

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *                

اینم شب بو :(بعداُز چَش درده اچسپه)  چقدر دلم شه بهار ببه دشت پراُز شبمبه ببه .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام این پست را اختصاص دادم به پوزش از شما عزیزان به خاطر دیر به دیر اومدنم و دیر به دیر تایید کردن نظرات !امیدوارم کم کاری من را ببخشید .ان شاالله جبران می کنم.

اینم یه گل برای عذر خواهی!

+ نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام امیدوارم خوب خوب باشید .

منم خوبم .

این اواخر مسئله ای فکرم  را به خود مشغول کرده است  که : چرا در اوز خیلی از مکانها را نداریم !؟؟ منظورم مکانهاییه  که ما رو مجبور به  رفتن  به شیراز-لارویا حتی گراش میکنه ؟

بیائید باهم نداشته های اوز را  عنوان  کنیم شاید جوانهایی باشند که  بخواهند  در جهت تاسیس بر آیند .و مشکلشون ندانستن  باشه.

به نظر شما اوز چه جاهایی باید داشته  باشه که  نداره ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


ماجرای خانه های تعاونی مسکن دراوز

 حدود دوسال پیش اعلام کردند که کسانی که متاهل اند و خانه ندارند 

می توانند  با شرایط آسان صاحب خانه شوند  واین چنین  شد که  سیل  بی

 خانمانان  روانه  محل ثبت  نام  شدند  ماجرا  به اینجا رسید که  خیلی از آنها

از تمام  موجودی پولی و حتی کالایی خود زدند  و در یک  اقدام  پولی جور

کردند و به  این  شرکت در طی چند قسط واریز کردند وتا به  اینجا رسیده 

که  :امروز ثبت  نام  کنندگان  4میلیون  پول را  نزد این شرکت  قرار داده  اند

اولش قرار بود هر 6ماه 1میلیون بدهند  اما طبق یک  قانون جدید که نمی

دونم در بقیه  شهرهها هم اینطور بوده یا نه  این  قانون  را گذاشته اند :

1-مشترکین یا تا 18 ماه 10میلیون  را  پرداخت کنند.

2-ویا  تا 2سال ونیم  می بایست  13 میلیون  پرداخت  کنند .

 در مورد  گزینه اول یا  10 میلیون را از هر کجا میخاین بیارید و یا  اینکه  از

صندوق شرکت  تعاونی 5میلیون  وام  به  شما تلق می گیرد  آن هم با  سود

 9درصد.

 ...........................................................................................

این چه معامله ایه  اول اینکه  از اول قرار بر این نبوده  و رسم معامله  اینه

که  از اول شرط و شروط بگذارند و چنین شرطی در اول معامله  نبوده  و این

 از نظر شرع اشکال دارد.دوم اشکال شرعی دیگری که  در این معامله 

هست  سود  9درصدی هست  که در این  وام گذاشتند.

وسوم  اینکه :آنهایی که پولشان را می خواهند بردارند دوسالی پولشان نزد

اینها بوده وبا آن کار کرده اند  بنا بر اینکه از اول این شرط نبوده پس اینها فریب

 خوردن  و از اینها سواستفاده شده و از پولشان جهت  ساخت اولیه و سنگ

بنای خانه ها استفاده شده  خانه هایی که قرار نبوده در آن زندگی کنند .

...........................................................................................

 چرا این  شرایط را  در زمانی که  ساختمانها شروع به ساخت کردند گذاشتند :

 احتمال:

 اکثر کسانی که در این  شرکت ثبت  نام کردند کسانی هستند که  پول

کافی برای خرید خانه  نداشتند و مجبور بودند  که  در این  شرکت  ثبت نام 

 کنند . پس پولهای خود  را  تا سقف 4میلیون  روانه ی این  شرکت  کردند  .

اگر 300نفر شرکت  کننده  باشد تا حالا  1200000000

 تومان پول روانه ی شرکت شده  که این  سرمایه ایه که به نظرم برای

شروع خوبه .شروعی که شامل 300نفر نباید بشه چرا که  اینقدرخانه نمی

 شود درست کرد .پس چون از توانایی مالی مشترکین باخبرند شروطی

گذاشتند که این افراد نتوانند اجرا کنند  و مجبور شوند پول خودرا بردارند  .

شاید تا آخر 100نفری بمانند و این فکر کنم برای نقشه ی ساختمان  سازی

کافی باشه. ومن سوالی دارم پس تکلیف این 2سالی که پول مشترکین 

دستشون بوده چی میشه  ؟؟؟چه طور بابت  5میلیون میخواهند 9درصد

سود بگیرند بابت چی ؟؟؟مگر نه این است  که این پول رباست .شما یی که

 در قانونتان  ربا وجود دارد تکلیف پول مشترکینی که 2سال آن را نزد شما

نگه داشته اند ومی خواهند پول خود را  به  خاطر شرط احمقانه ای که در

وسط راه  گذاشتید بردارند چی میشه؟؟ شما بوسیله ی این پولها کارهای

زیربنایی و ساخت اولیه را  آغاز کرده اید .

---------------------------------------------------------

 حق مردم  چی میشه  ؟.

خانه هایی که با پول ربا بالا روند چی از آب در میان ؟

 چه کسی جوابگوست ؟دولت؟؟؟؟؟؟هیات مدیره؟؟؟؟اگر دولت آیا در جاهای

دیگری که حتی خانه ها آماده ی تحویل می با شد هم اینچنین بوده؟؟

+ نوشته شده در جمعه 27 شهریور1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام

حالتون چه طوره من که امروز اصلا حالم خوب نبود یعنی خیلی بد بود.امیدوارم به حال من دچار نشید از نظر روحی داغون بودم .

میخام اعتراف کنم که تا الان یه قسمت از اخلاقم رو نشناخته بودم  .خدا به داد برسه وقتی شناخت خودمون اینقدر

سخته وای به حال شناخت دیگران !

................................................................................

امروز میخام۲سوال ازتون بکنم :

اوزستان تا حالا چه طور بوده آیا باید به کارش ادامه بده؟

شما از اوزستان گله مندید ؟چرا؟

آپ بعدی بماند بعد جواب!

 

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


بی حجابی در اوز

لطفا ایست کنید !موضوع موضوع  کلیشه ای نیست تاز گی داره .تازگی داره چون هنوز هم بی حجابی در  او

زبیداد میکنه . شماره ی این ماه عصر اوز را که دیدم  سببی شد که من این   مطلب رو  بنویسم یا بهتره بگم

سببشد هرچه بیشتربه علل بی حجابی در اوز بیاندیشم . برید صفحه  کمیته بانورو نگا کنید اون پایین که در

مورد کتابخانه بانو مطلب نوشتن یه عکسی زدن که اگه خوب نگاه کنید میفهمید من چی میگم .معلوم نیست

اون کسانی که این روزنامه رو بازنگری می کنن چشم دارن و این چیزا رو چاپ می کنن یا اینکه براشون مهم

نیست و میخان اوز هر چه بیشتر انگشت نمای بی حجابی بشه  . بله عکس دختری که به حساب خودش مانتو

 پوشیده و ....بارهها این عکسو نگاه کردم و هی با خودم می گفتم نه دارم اشتباه می کنم  ولی نه درست

دیده  بودم .جای تعجب نیست مشت نشانه خرواره  . هی بگید شبمبه  به دخترای اوز توهین کرده . خوب وقتی

 بی حجابن بگم نیستن . اگر مسلمون نبودن  یه حرفی ولی به اسم اسلا م و برخلاف اسلام بودن منو زجر

 میده . آیا می دونستید انسان هرکاری میکنه به عنوان نماینده ی همه ی انسانها اون رو انجام میده وقتی من

 مثلا دزدی کردم  نشون دادم که بشر دزدی میکنه واین یعنی توهین به بشریت  .  وقتی من بشر هستم پس

حق دارم از خودم دفاع کنم  وشبمبه هم فعلا در حد این وبلاگ و اوز میتونه از بشریت دفاع کنه .

مسئله ای که ذهن من را به شدت   داره عذاب میده  اینه که مردها به عنوان مشوق بیحجابی زنها دارن عمل

می کنن !چه طوری ؟ الان خدمتتون عرض میکنم . وقتی مردی زن بی حجابشو رو موتور میزاره تو شهر به

همه نشون  میده و بهش افتخار میکنه .وقتی مردی توشب عروسی اجازه میده عروسش با لباس نیم تنه تو

خیابون جلو عکاسی بایسته و همه نگاش کنن.وقتی پسرا دخترای بی حجاب رو برای به همسری در اوردن

ترجیح میدن و بعضیاشون  شرط ازدواجشون رو آرایش کردن و خوش تیپی میزارن آیا با این چیزا دخترا 

تشویق نمیشن به بی حجابی ؟. یکی از اخلاقهای خانمها اینه که دوست دارن اون طور باشن که شوهراشون

میخاد  اینو از خانمها بپرسید یا در رفتارهاشون دقت کنید متوجه میشید .حالا اگه مردی نخاد زنش بدنش رو برا

 مردای دیگه به نمایش بزاره و اینو از زنش بخاد من مطمئنم  زن  نمیره برخلاف شوهرش عمل کنه ولی

متاسفانه امروز مردها زنهاشون رو دارن به بی حجابی تشویق می کنن.

یک صحنه ای همین جور از جلو ذهنم رد میشه و منو وادار به تعریف کردن  میکنه مربوط به چند وقت پیشه که

زنی حدود 35ساله با مانتو بسیار تنگ جلو یک پسر حدود21ساله نشسته بو د هی یقه اش رو جلو آن پسر باز

 میکرد وعشوه میاورد و به خیال خودش داشت از مسئله کاری حرف میزد!دلم به حال آن پسر سوخت !پسری

 که در شرایط ازدواج نبود ومجبور بود برای کارش به سمت آن زن نگاه کنه صداش خفه شده بود .آن زن به

خیال خودش شوهر داشت و بچه !آن شوهر بی غیرتش کجا ست که زنش را اینطور روانه کوچه و بازار

میکنه !!!خیلی دوست دارم تو  ذوق این طور زنها بزنم  و حالیشون کنم که بدنشون بدر دخودشون وشوهرشون

 میخوره کاش همه مردها این اراده و ایمان رو داشتن و محل این طور زنها نمی زاشتن تا با کمال احترام دمشون و بزارن  رو کولشون .

بعضیا میگن  زن را باید آزاد گذاشت تا خودش تصمیم بگیره . به چه قیمتی ؟ تاکی؟ تاوقتی که همه جوانها گمرا

 ه بشن؟؟؟؟؟؟؟؟وقتی شوهر، زن رو تشویق به بی حجابی میکنه تکلیف زن چیه وقتی مردهایی هستن که

جلو زنهاشون از زنهای دیگری که به حساب بی حجاند و خوش تیپ تعریف میکنن  فکر نکردن زن خودشو به

اون شکل در میاره  یا حتی اگر مرد نگاه معناداری به این زنها بیندازه آیا فکر کردن  زنهاشون متوجه نمی شند

 ؟زنها که  ثابت شده( خیلی ببخشیدا) که حسود تشریف دارند؟(البته ببخشید منظورم خود کلمه حسود نبود یه

 چیز دیگه که کلمه ای برایش پیدا نکردم  ولی تو همون مایه های حسوده ).

.......................

حالا بریم  علل بی حجابی رو درخود زنها پیدا کنیم.واقعا این دخترهها چی فکر کردن ؟فکرکردن با این لباسهای

 تنگ وکوتاه کجای دنیا رو میخان تسخیر کنن .(لابد قلب مردها رو ...)

به نظر من نبودن هدفهای والا موجب شده  دخترهها هرچه بیشتر به ظاهر اهمیت بدهند .وقتی انسان  در

زندگیش هدفهای مثبت و خدایی نداشته باشه کم کم  هدفهایش به چیزهای ظاهری سمت پیدا میکنه .

(این همه جومونگ نگاه میکنید یه خورده به هدف والاش هم توجه  کنید که چه طور به خاطر رسیدن  به هدف

والاش از همه چی گذشت )

یه جایی خوندم برای از بین برن عادتهای بد باید عادتها(یا هدفهای) خوب را جایگزین  آن کرد و هرچه  بیشتر

برای رسیدن به ان هدفها تلاش کرد .

واقعا حیف انسان بودن نیست که  آنرا در لباسهای بدن نما  و چشمهای مریض را به طرف خود جلب کن  از بین برد ؟!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


سلام

حالتون چه طوره ؟چه طوریت با احوال پرسیهای ما که اینقدر دیر به دیره؟!!!!!

با رمضون چه کار کنید ؟

رمضونه و حالو هوای اوز باهمیشه فرق داره  رمضونه و احساس قشنگ باخدابودن قلبهارابه شادی در آورده (چیه فکر کردید شبمبه با احساس واین چیزا دم خور نیست)

بعضیا میگن حس شاعری مخصوص شاعرهاست ولی من فکر می کنم آدم ها همشون حس شاعربودن رو تجربه می کنن

.......................................................................

بعضی وقتا وقتی تو کوچه و خیابونهای اوز راه می رم احساس میکنم باید اینجا رو ترک کنم نمی دونم چرا ولی یه چیزی در

درونم بهم می گه به اینجا تعلق ندارم هرچند که اینجارو خیلی دوست دارم  و وقتی ازش دور میشم قلبم  طاقت دوریش رو

نداره ولی یه چیزایی اینجا زجرم میده ...قبلا ها درست نمی فهمیدم چیه و لی چند وقتیه که کشفش کردم !

تظاهرو ظاهر بینی مثل بمبیه که کم کم داره منفجر میشه و هرلحظه بیشتر از قبل داره خفم می کنه

شما می گید من بااین احساس چه کنم شما به عنوان یک اوزی تا حالا این حس وپیداگردید؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


وقتی این خبرو شنیدم خواستم فریاد بکشم تا فریادم گوش هر ظالمی را کرکنه.

شنیدم که اوز قراره تبدیل به یکی از بخشهای گراش بشه !!!!

پس بگو این همه  هندونه زیر بغل گذاشتن گراشیها نسبت به  اوزیها برا چی بوده؟؟؟

این حسنی هم بیشتر تبدیل به معضل شده  حسنی که حتی بلد  نیست حرف بزنه  معلوم نیست چه طور داره

 این کارارو انجام میده  حسنی که چند وقت پیش میگفتن گندش توقضیه  میلیاردی در اومده و الله اعلم

آخه چه طور امکان  داره گراشی که یه وجب  وسعتشه  بیاد و بخاد شهر ستان بشه و اوز زیرنظرش!!!

باید اونایی که تواوز برا انتخابات حسنی  داشتن خودشونو میکشتن بیان جواب بدن که شما چی از حسنی دیده بودید؟

این هم خودش یک معضله که چند تا آدم بیکار میان و غلام حلقه  به گوش چندتا کاندیدا ویا غیر بومی میشن

بدون اینکه به عواقب کار فکر کنن آدم هرفعالیتی که انجام میده باید بدونه هدفش چیه و برا چی و کی داره

فعالیت می کنه نه همین طور ار زور بیکاری هرچی بهش گفتن بگه چششششم .

جونای اوزی سرشونو کردن تو لاکشون و هرچی بیشتر تو حفظ ظاهر دارن می کوشن .بسه دیگه آخه اهمیت

 به ظاهرو تیپ چقدر !به کجا رسیدید !بگید اگر به جای خوبی رسیدید بگید تا دیگران هم راهتونو برن !یه خورده

به دوروبرتون نگاه کنید ببینید چه خبره !

حالا تقصیر از کی یا چی بوده جای خود دارد باید چه کار کرد

چندتا سوال

آیا زیر نظر لار ویا گراش بودن به یک اندازه ضرر داره؟

دولت که اهل سنتو هر طور شده می چزونه حالا زیر نظر هر جا باشه؟

بهتره ساکت بود؟

چه کاری از دست ما بر میاد؟

عواقب این تقسیمات چیه ؟
+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

باسلام

امیدوارم هفته ی خوبی را پشت سر بگذارید. امروزها سایه ی شبمبه  سنگین شده و زیاد به روز نمیشه.

متاسفم.

اغلب دلیل این دیر به روز شدنها به خاطر کمبود وقته!البته در دست نبودن منابع تحقیقات نیز 

اذیت می کنه. ودوستان هم لطف

کردن  و موضوعاتی راپیشنهاد کردن ولی نمی شه همین جوری مطرحش کرد .

..............................................................................................

خبر جدیدتابستان اینکه :(البته این خبر به نسبت همه ی تابستانها جدیدنیست)

عروسی !عروسی!

تا دلتون بخاد شبها تو اوز  عروسیه .

امیدوارم جوانها بتونن تواین عروسیها عزت نفس و انسانیت خودشونو با شرابخواری و یا بی

حجابی از دست ندن و همین طور زنها هرشب پا نشن و به هر عروسی دعوت نشده ای برن

اونم تادیروقت!تاجایی که پایه های زندگی خانوادگیشون سست بشه !

البته جسارت من را ببخشید این مشکلاتیه که وجود داره و نمیشه ازخیرش گذشت.

با امید به خوشبختی همه ی شما

 

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


      اوزیهای عزیز خواهش می کنم این قدر قربان صدقه افراد کلانتری نروید .

                                     

  اخیرا دزدیهایی در اوز رخ  داده  که  با توجه  به  شواهد  موجود

نشان  از بی لیاقتی کلانتری اوز می دهد.گاوصندوقی با وزن  400یا 500کیلو را  در

صبحگاه  میدزدند و کسی باخبر نمی شود . پس کلانتری چه  کار می کنند؟

کلانتری اوز را باید به استیضاح بکشنانیم .خبرایی می شنویم   مملو از پارتی بازی و دزدی

کلانتری ای  که خودشان برای خودشان قانون وضع می کنند  و این مردم  هم  

دست به سینه  انها هستند  . این مردم  اوز هم  زیادی بله به قربان  انها یند .چرا از

انها به  مقامات بالاتر شکایت نکنیم  باور کنید  خیلی از کارههایی که می کنند

مافوق هایشان از آن بی اطلایند  .اگر 2نفر از ما با انها مثل بقیه مردم  رفتار کنیم

مثلا کالاههایی که می خرند را  مثل بقیه با انها حساب کنیم . حساب دستشان می آید .ا

نها دارند وظیفه شان را انجام می دهند  مثل ما مثل شما . اوزیهایی هستند که 

 حتی کالا یا خدماتشان را  مفتی به  انها می دهند  واقعا به  سادگی مردم  باید گریست 

بس است دیگر .

باید آنها را کم کم به سرجایشان بنشانیم باورکنید انها  طوری وارد مغازه ها و ... می شوند

  که انگار حاکم آنجا  هستند .باید به انه  گفت شما فقط  یک خدمتگذار هستید

اوزیهای عزیز خواهش می کنم این قدر قربان صدقه افراد کلانتری نروید .

بعضی ها می گویند شاید کارمان  گیر کرد انجا .!اگر هم  بالفرض کارتان گیر کردو

اینجا اقدام نکردند به  لار یا شیراز مراجعه کنید و بگوئید در اوز به  کارمان رسیدگی نمی شود 

 همت می خواهد و اراده  ان شالله از امروز هیچ کداممان  زیر بار رشوه

و زورگویی های نه اینها و نه کس دیگر نخواهیم رفت...

                                                           

 عدالت کجاستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت؟؟

                              

   

+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


                                                              

 

آن اوز همین اوز است؟

متاسفانه بعضی افراد بومی و غیر بومی می گویند که  چند سالی است دیگر اوز پیشرفت نمی کند.اوزی که ما می شناختیم این  نبود سالها پیش ما انتظار داشتیم بعدهها اوز چند برابر بهتر شود ولی نسبت به  شهرهای دیگراز پیشرفت کمی برخوردار بوده روزگاری خنج  یکی از قسمتهای اوز بود روزگاری فلان  شهر هیچ  چیز نداشت ولی الان ببینید به کجارسیده اند...واقعا مشکل اوز کجاست؟چرا  از نظر حتی جمعیتی هم  رو به رشد نبوده ؟آیا اضافه کردن  ساختمانهای مجلل و پاساژها نشان پیشرفت یک  شهر به حساب می آید ؟ایا رنگ عوض کردن  هروز نوجوانان وجوانان

ما نشان از پیشرفت می دهد ؟ما چند تا مرکز فرهنگی داریم؟یکی؟دوتا؟ سه تا؟جوانان  اوزی از نظر هنری استعداد فراوانی دارند پس این  استعدادهای کجا پرورش می یابند ؟

 اوز احتیاج به علم دارد  ساختمان فعلا کافی است . اوز به  افراد توانمند احتیاج  دارد اوز به  افراد خلاق احتیاج  دارد.اوز به  شهرداروشورای شهری خلاق احتیاج دارد.

 جقدر رنگ این بلوارهها را عوض می کنید . دلمان پوسید . تعجب نکنید !رنگ عوض کردن به نوع خودش خوب است ولی همین  تکرار برایمان تکراری شده است  .

ما تنوع می خواهیم هرروز فلکه ها به همین  شکل است.

 خسته شدیم  از بس ساعت از کار افتاده فلکه امام  شافعی را هرروز می بینیم . گاها تغییراتی در آنها می دهند و زره بین می خواهد که متوجه شویم  این به دلیل عدم خلاقیت است .مگر معماران جوان در اوز کم داریم ؟چند بار شورا و شهردار از فکر انها استفاده کردند؟اگه کردند لطفا بگوئید  فعلا که خبری نشنیدیم.

ببینم اصلا کسی خبر از شورای شهر دارد ؟ ایا شهردار  یا  شورای شهر سایت  یا وبلاگی دارند؟ میخواهیم نظراتمان را بی پرده بگوئیم .

 

 

 

 

 

 

***

پرده های تعصب را کنار بزنید بیایید بگوید پیشرفت در اوز یعنی چه ؟

اوزیها شما پیشرفت را  چگونه تعریف می کنید؟

ما چه طور پیشرفت می کنیم؟

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

سوالی که چند وقت است  ذهن من  و امثال من را به خودش  مشغول کرده :

*آیا ساختن این همه پاساژدر اوز برای مردم منفعت دارد؟( پاساژهای در حال ساخت منظور است)

برا سازندگان آن چی  ؟

به نظر شما آیا موجب  اشباع بازار نمی شوند؟

آیا برا ی همه شان خریدار وجود خواهد داشت ؟

یا اینکه قرار است اوزتبدیل به شهر تجاری  شود؟

+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


بررسی ریشه های مهاجرت در اوز(2)

                                                    

مهاجرت از جمله مواردی است  که ناگزیر یم وجود آن را  طبیعی بدانیم و امکان دارد در هر جامعه ای اتفاق بیفتد بالفرض اگر در جامعه تمام امکانات هم فراهم بود باز افرادی پیدا می شدند که سلایق و عقیده هایشان آنها را به سمتهای دیگر می کشاند. در اوزهم چون اکثر نقاط مهاجرت وجود دارد ولی ازحد طبیعی خود بالاتر رفته است.وباتوجه به همین معیار (بالاتر بودن از حد طبیعی ) این امر را بررسی می کنم.به نظر من شدیدترین علت مهاجرت در شهر اوز سیاستهای دولت است  .

من امروزبه این نکته رسیده ام که در خیلی از موارد به جای زیر سوال بردن همدیگر باید حاکم و قانون گذار جامعه را زیر سوال ببریم.مگر این حاکم جامعه نیست که باید ثروتها را در بین مردم متعادل سازد؟به همان نسبت  دولت است که مسبب خیلی از مهاجرتها در اوز شده است . و قتی جوانی در زادگاه خودش مورد بی مهری قرار می گیرد .وقتی  افرادغیر بومی را در اکثر مواقع به او ترجیح می دهند او چاره ای جز مهاجرت ندارد .وقتی شرایط تحصیل او در اوز مناسب نیست و اورا در واقع مجبور به ترک تحصیل می کنند .شغلی برایش باقی نمی ماند جز بازاری شدن و یا کارگر شدن و برای بازاری شدن  بهترین جا در منطقه بندر عباس است  و اگر بخواهد خارج از کشور راانتخاب کند واقعیتا دبی را انتخاب می کند .

یکی از موارد دیگری که در مهاجرت پسرهها  نقش دارد  توقع است .

 

توقع از طرف خودشان و توقع از طرف مردم دیگر .چه طور؟ توضیح می دهم  از طرف خودشان که مشخص است قانع نبودن انهاست و همچنین  توجه بیش اندازبه  ظواهر است .افرادی را  می شناسم که در بندر کار می کنند  وبعد از اینکه هزینه های زندگی در بندر را کسر کردند  سودی که عایدشان می شود  زیر 50هزار تومان است. این افراد به چه امیدی در بندر می مانند  ؟ همین افراد اگر بیایند در اوز کار ساختمانی انجام بدهند مگر نه این است  که در حدود 300یا 400هزار تومان عایدشان می شوند ؟چرا  در د هجرت را تحمل می کنند ؟ به چه هدفی ؟لابد می گویید در آینده اورا شریک می کنند؟ بالفرض که 3سال دیگر اورا شریک کنند آن کارگری که ماهی 400 میگیرد تا 3سال دیگر چقدر دارد؟

به نظر من  اگر جوانها توقع خود را کم کنند و اینقدر کلاس نگذارند  خیلی زودتر به هدفشان می رسند .

اما توقع از سوی دیگر مردم : خیلی از خانواده ها حاضر نیستند دخترشان را به کارگری ساده در اوز شوهر دهند اما تا شنیدند که خواستگار دخترشان در دبی کار می کند یا بندر خیلی راحت از نظر شغلی راضی به ازدواج می شوند .آیا این نکته باعث نمی شود که جوانها به بندر و دبی مهاجرت کنند و درد هجران را به هر قیمتی تحمل کنند .

باید به خانواده ها و دختر ها گفت :چقدر به ظاهر اهمیت می دهید .کوتاه بیایید .

از موارد دیگری که من فکر می کنم  در این زمینه نقش داشته باشد عدم  بی اعتمادی به خود است و اینکه  بعضی از ما اوزیها منتظریم افراد غیر بومی بیایند و در فلان زمینه تحول ایجاد کنند و تنها کاری که ما می کنیم آیه یاس خواندن است در این زمینه نکته ای به ذهنم می رسد که لازم می دانم  بگویم  .ما اوزیهادارای لهجه ای هستیم که بااین لهجه در فارسی  حرف زدن دچار مشکل می شویم  و در برابر بعضی از افرادی که به اصطلاح راحت فارسی حرف می زنند کم میاریم هرچند که امکان دارد استعداد و توانایی ما از طرف بیشتر هم باشدولی خیلی زود میدان را خالی می کنیم .2را ه حل در این زمینه به نظرم  می رسد :1- به خودمان با این لهجه افتخار کینم و هر طور شده حرفمان را بزنیم  و به خود اعتماد کنیم  که البته این مورد  بسیار مشکل است (.دانشجویانی می شناسم که به این دلیل در شهرهای دیگر بسیار دچار مشکل شده اند  . )۲- با کودکانمان  از ابتدا فارسی  صحبت کنیم . اوزی زبان راحتی است  . مطمئنا در آینده می تواند به اوزی هم صحبت کند .فارسی زبانهایی هستند که خیلی خوب اوزی صحبت می کنند .

 آخر ین موردی کهدر رابطه با علتهای مهاجرت در اوز به نظر من می رسد  بی توجهی به خلاقیت و پرورش ندادن  آن است .

ذهنهای خلاق  می توانند شهر را دگرگون کنند افراد خلاق برای رسیدن به اهدافشان  فرار نمی کنند.

بیایید خلاقیت را پرورش دهیم .

و...

 

+ نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

                                                         

                                                                                   احوال پرسی                                                  

 

دوستان بسیار خوبم سلام  امیدوارم روز جمعه خوبی را سپری کنید .دوستانی  لطف کردن و ایده هاشون رو در مورد مهاجرت در شهر اوز بیان کردند و در این پست آنها را  آورده ام تا بهتر مورد بازدید وبررسی بقیه قرار بگیرد .

نکته :بر خلاف آن چیزی که بعضیا فکر می کننن، من اوز را بسیار دوست دارم به همین  خاطر دست به ساخت این وبلاگ زده ام ودوست دارم از هر نظر نمونه باشد . ولی بعضیها احساسانه خود را دوستدار اوز می دانند ولی عملا کاری برای اوز و همشهریانشان انجام نمی دهند . من فعلا در توانم همین  ساخت وبلاگ  بوده  که با هدف بیان مشکلات  شهرم اوز ساخته ام و چه بسا ان شاالله در آینده بتوانم بیشتر مفیدواقع شوم .

باید  به  آنهایی که فکر می کنند این وبلاگ مضرر ه بگویم همین که جایی باشد که عده ای بتوانند حرف دلشون رو آزادانه بزنند خودش کلی ارزش دارد پس کجا حرف بزنند ؟ آنجاهایی که مجبوری اول هزارتا قربون صدقشون بری تا بتونی نقدی کوچک را بیان کنی ؟ یا توشبکه های تلویزیونی ؟ 

                                                         ****

 

نظر دوستان در مورد  مهاجرت :

 

گل گاری

سلام.
در جواب مورد "10. اگربیشتر پسرهها ی اوزی تحصیلات عالی داشتند مهاجرت کم می شد."
نيروي انساني ماهر است كه باعث پيشرفت سازمانها و استفاده بهينه از امكانات و منابع كشورها مي شود.
سرمايه ايرانيان مقيم خارج حدود 800 تا 1000 ميليارد دلار برآورد شده كه اين رقم معادل 30 سال صدور كالاهاي,نفت   و غيرنفتي ايران است.
موضوع مهاجرت نخبگان موضوع جديدي نيست بلكه از نيم قرن قبل كشورهاي توسعه نيافته گرفتار اين مسئله بوده اند.
صندوق بين المللي پول، ايران را جزء كشورهايي مي داند كه بيشترين فرار مغزها را دارد.
3 ميليون مهاجر ايراني به ترتيب 1/2ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا و بقيه در ديگر كشورها ساكن شده اند.
نبود امكانات رفاهي، فقر امكانات آمـوزشي، بي توجهي به جايگاه علم و عالم، بي توجهي به پژوهش و عدم شايسته سالاري از جمله عوامل مهاجرت نخبـگان به شمار مي رود.
باعنايت به تغييرات و تحولات سريع در جهان و در بيشتر كشورها و پيشرفت پرشتابي كه به صورت تصاعدي در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در تعدادي از كشورهاي در حال توسعه در حال وقوع است، تغيير و توسعه از عوامل ضروري در سازمانها و در كشورها به شمار مي رود. امروزه اساساًَ رشد و توسعه اقتصادي و ياافزايش صادرات كالاهاي غيرنفتي اكثر كشورها در گرو عوامل مهمي از قبيل فناوري و اطلاعات، توليد و بهره وري است. هرچند اخيراً براي كشورهاي پيشرفته بعد فناوري در مقايسه با توليد از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است.
در هر حال، براي كليه كشورها، بهره وري سيستم هاي اطلاعاتي و توليدي از اهميت خاصي برخوردار است. آنچه كه به طور مشترك در تمامي كشورها و در فازهاي اطلاعاتي، توليدي، خدماتي و... وجود دارد، دانش است.
به اين ترتيب مي توان ادعا كرد كه عامل نيروي انساني متخصص و ماهر است كه باعث پيشرفت سازمانها يا كشورها و بهره وري بهينه از امكانات و منابع كشورها مي شود. زيرا مدير و مدبر است كه مي تواند منابع ديگر از قبيل منابع معدني و زيرزميني، منابع مالي، سرمايه اي و پولي، تجهيزات و ماشين آلات و يا ابزار توليد و اطلاعاتي را به كار گيرد. سرمايه نيروي انسانـي متخصص، تنها سرمايه اي است كه نمي توان مانند منابع فيزيكي ديگر، مقدار دقيق پولي آن را محاسبه كرد. بنابراين، زيانهاي ناشي از مهاجرت نخبگان شامل دو نوع زيانهاي بالفعل و بالقوه است.
طبق يك برآورد، فقط سرمايه ايرانيان مقيم خارج در حدود 800 تا 1000 ميليارد دلار است كه اين رقم حدوداً معادل سي سال صدور كالاهاي نفتي و غيرنفتي ايران با قيمت بالا است.
همان طوري كه ذكر گرديد، در ميان نيروي انساني در كشورها، مديران و متخصصان واقعي از اهميت ويژه اي برخوردارند. زيرا آنها هستند كه مغز متفكر سازمانهايند و در واقع اينگونه رهبران اند كه موفقيت و يا شكست سازمانها به آنها نسبت داده مي شود.
نيروي انساني يكي از اساسي ترين شاخصهاي توسعه يافتگي كشورها محسوب مي شوند. لذا با مهاجرت نخبگان، به شدت قدرت مديريت و حاكميت كاهش يافته و امور به نحو مطلوب اداره نخواهند شد. امروزه براي حفظ و نگهداري نيروهاي انساني ماهر و نخبگان و متخصصان و مديران در كشورها، نمي توان فقط به روشهاي سنتي يا قديمي و فرسوده تكيه كرد، بلكه حفظ و نگهداري مغزها نياز به ايجاد محيطي آرام و مناسب دارد.

آمار و ارقام مختلف بيانگر اينست كه جامعه ما از اين لحاظ (مهاجرت مغزها) و يا جذب نخبگان و به كارگيري آنها در مملكت ناتوان است، متاسفانه هنوز اهميت و جايگاه نيروهاي متخصص و حرفه اي در كشورهاي جهان سوم جانيفتاده است. به نظر مي رسد كه بيشتر توجهات مسئولان و مديـران صرف هزينه هاي كوتاه مدت مي شود تا صرف تربيت، آموزش و حفظ و نگهداري منابع نيروي انساني كارآمد.
به گفته دكتر احمد آقازاده، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، 72 درصد برگزيدگان ايراني المپيادها جذب دانشگاههاي آمريكا شده اند، به طوري كه در سال 1380، 90 نفر از 125 نفر برگزيدگان المپيــــادهاي دانش آموزي و دانشجوئي ايران به آمريكا رفتند. وي از جمله علتهاي اساسي اينگونه مهاجرتها را منزوي شدن نيروهاي كارآمد و عدم شايسته سالاري در كشور مي داند. همچنين 80 درصد از نفرات اول كنكور دانشگاهها و نفرات اول تا سوم المپيادهاي ايراني (در ده سال گذشته) از كشور مهاجرت كرده اند و از تعداد 175 نفر كه مدالهاي گوناگون دريافت كرده اند، اكثر آنها در كشور نيستند.
صندوق بين المللي پول، ايران را جزء كشورهايي كه بيشترين فرار مغزها را به خود اختصاص داده مي داند. و به همين خاطر تاوان سنگيني پرداخته ايم. براي نمونه در سال 1378، به طور متوسط روزانه 15 كارشناس ارشد و 3 تا 2 پزشك از كشور خارج شدند كه كلاً 40 ميليارد از اين بابت خسارت ديديم، كه اين رقم حدود 2 برابر صادرات نفتي و غيرنفتي سالانه كشور است.

صندوق بين المللي پول، ايراني هاي مهاجر به آمريكا را در سال 1990 حدود 150 هزار و 906 نفر دانسته كه از اين تعداد، 105 هزار و 526 نفر از آنان داراي تحصيلات بالاتر از فوق ديپلم بوده اند و نزديك به 15 درصد آنها از تحصيلات عالي در مقطع دكتري برخوردار بوده، كه در بين كشورهاي آسيايي، از اين لحاظ بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است. به طور كلي، كشور ايران جزء چند كشور مهاجر فرستي است كه در بين مهاجران آن بيشترين افراد تحصيلكرده وجود داشته است. تاسف بارتر اينـكه، حدود 40 درصـــد بورسيه هاي تحصيلي كه توسط دولت به خارج اعزام مي شوند، به ايران باز نمي گردند. مسلماً مهاجرت اينگونه افراد به خارج تاثيرات جدي و جبران ناپذيري بر روي پيشرفت مملكت و صادرات كالاها گذاشته است.

آمار مهاجران ايراني حدود 12 درصد از كل مهاجران جهان است، به طوري كه طبق آمار رسمي حدود 120 ميليون نفر و طبق آمار غيررسمي حدود 250 ميليون نفر مهاجر در جهان وجود دارد. جالب توجه اينكه كليه اين مهاجرتها از كشورهاي جنوب به شمال نيست، بلكه از اروپـا و كانادا نيز به آمريكا مهاجرت مي كنند.

طبق آمار گزارش شده، از 3 ميليون مهاجر ايراني، به ترتيب ½1/2½ ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا، 30 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي تركيه، اتريش و ايتاليا، 10 هزار نفر در يونان، 5 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي بلژيك، نروژ و اسپانيا و بقيه در كشورهاي همسايه ايران ويا در كشورهاي ديگر ساكن اند.

چندي قبل، خبرگزاري آناتولي تركيه، آمار وحشتناكي را گزارش كرد كه بسيار هشداردهنده است. اين خبرگزاري گزارش داد كه طي 11 ماه اول سال 2001 دقيقاً تعداد 4735 نفر از دفتر كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل در تركيه، تقاضاي پناهندگي به كشورهاي مختلف كرده اند كه از اين تعداد 3185 نفر از ايران، 922 نفر از عراق، 203 نفر از افغانستان، 39 نفر از چين و 186 نفر از ساير كشورها بوده اند. اخيراً كشورهاي عضو اتحاديه اروپا پيش بيني كرده اند كه تا سال 2020 نيازمند 80 ميليون نفر نيروي كار متخصص هستند، لذا طبيعي است كه هرسال در حدود 4 ميليون نفر نخبه را به خود جذب كنند.

 

  رزیتاایزدی

سلام

 شاد و خارام بی
داش جَی مِهمو هادآم ( کانال
BBC راجعبه فرار مغزها در ایران توضیح شَدَ " با اِ توصیفا , آیا مهاجرت یک فرصتِ , یا یک معضل ؟ ")
در مورد اوز و اوزنیا هم : چرا تحصیلکردییامو وقتی اَچت شهر یا کشورآیدو اُسی درس خآدَ ( خیلیاشو آ اَوز آناگَردِد که هم اِکا "اُ شهرِ خُشو خدمت بکنِت و باعث رونق و آبادانِنِ شهر و منطقه ی خُشو ببت ؟؟؟!!! ) اگر وآگَردِد اَبه یک فرصت و اگر آنِگَردِد به نظر ما اَبه مُعضل !
قبول اُمهسته که بعضی رشته ییا اصلا ناشا کَر کرده به دلیل نبود حتی حداقل امکانات ؛ ولی ما گتآم تا کی مای بگایم مُنیسته , موناشا , نابه و... پس کی مآی ایجاد بکنم ( تا کی منتظر دیگران هُنیم که شرایط و موقعیت عالی و خَش مُنسِه فراهم بکنت و خُمو راحت اُچم سِر مِه کَرا ... چرا خُمو سعی نکنم اُز حداقلترین حتی بهترین ایجاد بکنم و رونق هاتم ... ) چرا اوز درگذشته خُش صاحب کارخونه و تولید کننده و حتی در مواردی صادر کننده بُده ولی الان ... چرا لار و گراش درحال حاضر اُز لحاظ توسعه و رونق شهری پیشرفت بیشَتی شو بُده ولی اوز کمته؟ چه بکنِم که جوونیامو آخو بلگت و بجای تلف کردی وقتشو به فکر ابتکار و خلاقیت تِک اِ زمینه ییا بت ... اُز طرفایدو : خیرینی که شآی لله کَر خیری بکنت ... شآشا اُز پیشنهایی جوونیا استفاده بکنت و بهترین پیشنهادییا , عملیش بکنت
و من الله توفیق

 بابایی

سلام
چون خواست نوشتار اینگونه است که در مورد شهر اوز باشد نوشتن از کل کشور ما را به جایی نمی رساند
برای خروج از معضلاتی شبیه به این درشهر اوز تنها به این نیست که تحصیلکرده های خود را بیشتر کند زمانیکه ما تولید کار برای جوانان خود براساس آموزشی که می دهیم نباشد تبدیل به معضل می شود آموزشها، نیازها، الویت ها باید بدرستی شناخته شود.
شهری همچون اوز چند گام اساسی می تواند بردارد
1- با تلاش و همت دسته جمعی کاری کند تا می تواند در کلیه شغلهای دولتی و نیازمندی تحصیلی از نیروی های بومی خود استفاده کند از حرفها و صحبتهایی مثل اینکه فلانی فرزند من نیست یا آن جوان خود تنبل است دوری کند فرزندان ما نیاز به یاری و مهربانی ما دارند نسل با تجربه ، تجربه ای برای خود بدست آروده که باید این فرصت برای جوانان خود ایجاد کند و فرصتها برای او ایجاد کند انتظار او براساس رشد او باشد نه انتظار او به زمانی که خود در آن زندگی می کرده است بر گردد او فراموش کرده است که دوران او سالیان سال است که گذشته است
همان طور که به فرزند خود مهر می ورزد فرزندان دیگران را هم فرزند خود بداند طوری رفتار نشود که زمانی که به این وبلاگ می آییم بوی تنفر و کینه ها بین فرزندانمان می بینیم سعی کنیم عادلانه با توضیح منطقی سعی کنیم فرزندان خود را در جهت درست قرار دهیم سعی نکنیم مهر ورزیدن به فرزندان خود به حدی برسانیم که در حق فرزندان دیگران ظلمی ایجاد کنیم
فراموش نشود هر کاری به تنهایی نمی تواند صورت گیرد اینکه بخواهیم و توقع داشته باشیم فردی به تنهایی در آبادی اوز بکوشد و گامی صورت دهد امکان پذیر نیست این همت جمعی می خواهد. با تمامی همت و تلاش خود جوانان شهر خود را بیابیم و آنها را در پستهای شهری قرار دهیم بعضی از جوانان مان با استعدادند اما متاسفانه به قوتهای خود نا آگاهند سعی نکنیم زمانیکه جامعه یا حکومت کاری برای آنها صورت نداده است توقع و انتظاری از آنها داشته باشیم دست یاری خود را به سوی آنها صادقانه دراز کنیم نیرویی در کنار خود خواهیم یافت که از آن به شگفت خواهیم ماند.

2- کارهای بسیاری در اوز وجود دارد که متاسفانه با وجود درآمدزایی آن ،غیربومی ها انجام می دهند سعی کنیم جوانان مان را تشویق کنیم که این شغلها را یاد بگیرند روش یادگیری آن را در مسیر پای آنها قرار دهیم به گوش آنها تنها تحصیلات یا بندر و دبی نخوانیم. زمانی که آنها به سمت این شغلها می روند به آنها اعتماد کنیم. وقتی جویا شدم چرا به بعضی از جوانان شهرمان که رشته فنی خوانده اند وبا شوق و علاقه در شهر اوز مانده اند و کار می کنند از آنها استفاده نمی شود به آنها اعتماد نمی کنند چیزی که شنیدم قابل تاسف ، اما حقیقتی بیش نبود مثلا می گفتند در کارهای ساختمان سازی زمانیکه فردی می تواند با دست به یکی کردن با غریبه ها ، براحتی دزدی کند چرا از از نیروی پاک جوان شهر اوز خود استفاده کند.
به جوانان یاد بدهید که کار کردن ننگ نیست زحمت کشیدن و لباس روغنی و قیری شدن مهم نیست. ما به دختران خود یاد بدهیم که از شوهران خود توقع نابه جا، لباس کراباتی نخواهند . از شوهرانشان تیپ و لباس نخواهند. خیال نکنند اگر درس و تحصیلات دارند و شوهرانشان تحصلات نداشته و کار شرافت مندی داشته باشند نمی توانند با آنها ازدواج کنند خود را بهتر از آنها ندانند. ما این آموزشها به جوانان خود نداده ایم اما بارها سرکوفت خود را نثار آنها کرده ایم.

3- سعی کنیم به تجار، خیراندیشان خود بگوییم برای جوانان ما ایجاد شغل کنند جای دوری نمی رود اگر اعتقاد به خدا دارند یک ذره خود را از آن سالیان سال که با جمع و تفریق کار داشته اند خارج کنند هرچیزی که نباید برای انسان سود مادی دنیایی داشته باشد یکی از دوستان در شهر اوز کار تولیدی با شوق فراوان ایجاد کرده بود جوانانی پاک از شهر اوز. حمایتی از آنان نشد مراجعه آنها به تجار تنها ناامیدی و سودآوری شخصی تجار به همراه داشت که موجب تعطیلی کار آنها گشت. اینقدر ساختمانها و پاساژهایی سر به فلک نسازیم که چهار تا مغازه دو روز باز باشد دو روز بعد بسته شود. در ابتدا سعی شود در اوز تا می شود کارهای اشتغال زایی انجام گیرد اگر نشد سعی شود اشتغال زایی در شهرهای بزرگ انجام گیرد از جوانان پاک شهرمان استفاده کنیم برای هر شغلی که ایجاد می کنیم آنها را خبر کنیم به آنها آموزش دهیم نه زمانی که می خواهیم دست به کار شویم با کمبود نیروی آموزش دیده مواجه شویم اخلال در کار یا استفاده از غیر بومی به وجود آید ایجاد این اشتغال زایی بیشتر از اینکه به فکر پول و سود خود باشیم به فکر آینده این جوانان باشیم بتوانند آینده ای پاک و درست داشته باشند حتی اگر بشود که این اوزی ها را در شهرهای دیگر هم حمایت کرد باز جای تقدیر دارد اوزی هایی که همسران خود را در کنار خود داشته باشند این دوری بین پدر و فرزند باعث نشود که در تربیت خانواده و مسئولیت همسر خانواده خللی وارد کند.
4- الویتها را بسنجیم من با کار کردن دخترانمان مخالف نیستم اما همین دختر به این فکر نمی کند زمانیکه با گرفتن شغلی موجب می شود که از اشتغال یک مرد گرفته شود بعد معضلات بعدی هم داریم نبود کار برای مردان، نگاه اینکه مردان باید خرجی خانواده را بدهند، عدم ازدواج آنها حتی خود این دختران نخواهند توانست همسرانی به این دلیل داشته باشند. ما در کشوری زندگی نمی کنیم عادلانه و درست باشد بعد دخترانمان شعارهایی بدهند. منظورم از شغل ، بیشتر شغلهایی مثل کار در دانشگاه پیام نور، بیمارستان، کشتارگاه و ..... است

5- خانم ایزدی با احترامی که برایتان قائل هستم فراموش نکنید تربیت فرزندان ما آنقدر مادی و منفعت طلبی، چشم به هم چشمی و.... شده که برگشتی برای این افراد برای اینکه در شهر خود خدمت کنند نیست در شهر اوز بگردید ما قدر چند جوان خوب و تحصیلکرده خود را دانسته ایم که توقع داشته باشیم دیگران برگردند این همیاری و تربیت درست برای فرزندانمان می خواهد. ما همیشه به خود می گوییم فرزندانمان مقصرند مگر همین فرزندان تربیت شده چه کسانی هستند تربیت شده همان کسانی هستند که امروز انتظار دارند فرزندانی نیک داشته باشند آیا تا حال از خود پرسیده ایم که آیا در امر تربیت خوب عمل کرده ایم که بخواهیم این انتظار را داشته باشیم. آیا تا حال در شهرمان مایتی از آنها شده ، آیا از سوی کسی اقدامی صورت گرفته؟ جواب منتفی است! چرا؟

یک اوزی 

به جای اینکه به گردن دیگران بندازیم به قول دوستمان چرا از بجه های تحصیلکرده خودمان استفاده نکنیم هم پسران و هم دختران همه ما شاهد هستیم که با چه مشقتی درس می خوانند و سرما و گرما را به جان می خرند تازه خیلی از آنهایی کهسر کار هستند و غریب هستند رشته تحصیلیشان با شغلشان به هم نمیخورد به اینها فکر کنیم تا مهاجر ت کمتر شود. 

احمد

فکر کنم هر کس چهره شهر را هم دمی مشاهده کند به فکر مهاجرت می افتد به شهردار و بخشدار شهرمان رجوع کنید وقتی چهره شهر زیبا و اماکن تفریحی و امکانات وجود داشته باشد مسلما همینهایی که به خاطر کاسبی گرمای طاقت فرسای بندر و دوری از وطن را به جان میخرند هم به فکر سرمایه گذاری می افتند و مهاجرت گمتر میشود ولی متاسفانه الان فقط ما شهردارمان بومی است و تمام نیروها در شهرداری و بخشداری کسانی هستند که دلشان به حال شهرمان نسوخته و فقط خود پروری می کنند

  دوست

سلام به جای تمام این حرفها بیایید به خیرین همین آقای فقیهی و منصور فقیهی و دیگر خیرین بفهمانیم که همت کنند تا ما از شهرهای همجواری که هیچ قدمتی ندارند عقب نمانیم اگر به فکر ابادانی شهر بودید و چهره شهر را مدرنیته کردید جذب هم خود هم شهریان هم کسانی که از شهرهای دیگر برایتحصیل خواهند امد بیشتر خواهد شد شهرداری هم باید سر مجوز دادن برای ساختمان سازی اینقدر مشکل افرینی نکند تا شهری اباد داشته باشیم رئیس اداره برق چرا شهرمان اینقدر تاریک....به اوز که وارد میشویم انگار به خانه ارواح میرویم البته وقتی کثیفی و ساختمان نیروگاه را میبینیم قانع میشویم

jafar
مگر تو شهر خودمون اوز فرد تحصیلکرده نداریم که هرکجا از دفاتر دولتی شهرمون میریم میبینیم غریبه داره کار میکنه پس این تحصیلکرده های ما کجا هستن
( حالا یه شرحی از تحصیلکرده های شهرمون میدم تا بدونین کجا هستن)
؟؟؟چرا یه فردی که فوق دیپلم کامپیوتر داره باید تو نوشت افزاری بندر کار کنه این چه معنی میده چرا زمانی که برا ی استخدام بانک امتحان میده میگن از بین 100نفر 2نفر قبول میشن بعدش میبینه فردی که مدرکش از ایشون هم کمتر غریبه هم هستش قبول میشه آخه چرا چون پارتی نداره
اخه چرا تو کشتارگاه اوز باید باید تعدادی غریبه کار کنه مگه بچه های اوز کجا هستن
آخه چرا این همه مسجد تو اوز میسازند بعدشم میری مسجد یه صف هم جماعت نیست مٍثال مسجد ابوبکر صدیق
اخه چرا یکی نمیاد بگه شما که دارین خیر میکنین بیاید یه موسسه یه شرکتی بسازین که بچه های خودمون توش کار کنن افرین به شرکت ایرانخودرو سایپا حتی کشتارگاه حتی دانشگاه ازاد که تقریبا تمام استاداش اوزی هستن بهتر از هیچه البته گفتن داره چرا هر چی خضری هستش تو دانشگاه مگه کسی دیگه استاد تو اوز نداریم
ا

 محسن

براي رونق شهر موارد خيلي زيادي بايد رعايت بشه و زير ساختهاي زيادي بايد بوجود بياد.
1- راه هاي ارتباطي و حمل و نقل بار
2- آموزش اصول صحيح كاسبي به كسبه
3- آموزش نحوه صحيح تربيت شاگرد در مغازه ها
4- اعتماد به نيروي كار و دادن مسئوليت به آنها
( مورد 3 و 4 رو بنده خودم تجربه كردم و جواب گرفتم)
5- بوجود آوردن استانداري براي مشخص شدن تناسب بين مبلغ كالاي ارائه شده و يا خدمات ارائه شده و مبلغ دريافت شده.
6- بررسي بازار و جلو گيري از اشباع بازار توسط يك صنف و متضرر شدن كل افراد فعال در آن صنف.
7- توجه داشتن به اينكه هر صنف و شغلي هنر و تخصص خاص خود مي‌طلبد كه در صورت نداشتن اين تخصص مشتري متضرر شده و اين موضوع باعث بدگماني وي نسبت به كل بازار اوز مي‌شود.
8- توجه و اهتمام به صنفهايي كه مورد نياز است ولي موجود نيست.
9- بوجود آمدن نهادي براي همايت از جواناني كه كسب و كار جديدي راه اندازي مي‌كنند و دادن خط مشي و اصلاح اشتباهات آنان.
و ...

یک اوزی

سلام ماراد به مهاجرت ترغیب میکنند انوقت کسانی که در اوز ساکن نیستند تنها برای اوز دلسو زی می کنند .نکته ای که لازم است در اینجا ذکر کنم مربوط به صحبت نو گراش می باشد که در انجا کلی مارا به مسخره گرفته و از ما خواسته که کناره گیری کنیم تا انها شهرستان شوند معلوم نیست اینبار چه نقشه ای برایمان کشیدند.تقصیر ما هم هست که میرویم انجا خرید یا....هنوز قضیه دانشمند از ذهنها پاک نشده.شبو راجع به شهرستان شدن هم مسئولین را به گفتگو بکش.

صراط الله

یکی از انواع مهاجرت
مهاجرت به دلیل اعتقادات است که در بعضی مواقع فرد به حاطر عتقادی که دارد
مهاجرت می کند
تا از دشمنانش دور شود

زادگاهم را دوست ندارم

بابا اینا رو ول کنید هرکس توی اوز به فکر خود هست شماها هم به فکر خود باشید
هرکس برای بچه ها و اقوام خود کار می کند
هرکسی سر بقیه کلاه می گذارد و به بقیه گول می زند
سر خود من که که این طوری شد
ببنید توی دانشگاه و بقیه جاها همه این کارها انجام می دهند بعد منت سر مردم می گذارند که به خاطر مردم کار شده و اجرش خدا می دهد
شماها به فکر خود باشید اینا براتون نان نمی شود بعدا پشیمان می شوید و روزی می رسد که جیب همه پر پوله و سر شما بی کلاه مانده و همه سر شماها کلاه گذاشتند
این دلسوزی ها به ضررتان تمام می شود
کی به فکر دیگرانه که شماها باشید همه فقط حرف می زنند کجاتاعمل بشه

بندر نشین

بی زحمت اسم این وبلاگ را بذارین چرت و پرت نویسی در شهر بی درو پیکر عوض .. معلومه کی به کیه ؟ هر کی از هر کی دلش پره میاد و الکی می نویسه ...ولی نه بنویسید با همین اراجیف شهرمان می شود شهرستان اوز...پایتخت فرهنگی ایران زمین...من که این نیروهای اندیشمند رو می بینم خیلی به به اوز امیدوار میشم و دلم نمیخواد صد سال دیگه هم به اوز برگردم...با همه بی فرهنگی های بندر می سازم ولی برنمی گردم...دعوت نامه هم بفرستین نمیهم...

 

 

+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

بررسی ریشه های مهاجرت در اوز(1)

اگر شهرهای مختلف را در نظر بگیریم  وجود دارند کسانی که  شهر خود را رهامی می کنند و در جاههای دیگر اقامت می گزینند .در اوز هم  مثل جاههای دیگر مهاجرت وجود دارد .

بیایید بررسی کنیم عوامل مهاجرت در اوز را.

در زمینه مهاجرت در اوز این نظرات(یا سوالها) وجود دارد:(توجه: این موارد فعلا در حد نظریه است .)

1-      مهاجرت چیز معقولی است.

2-      مهاجرت در اوز بیش از اندازه  است.

3-      مهاجرت در اوز تنها برای کارست.

4-      این اواخر از مهاجرت کاسته شده است.

5-      افراد مقیم دبی این اواخر دارند به اوز باز می گردند ...

6-      چون در اوز کار نیست باید مهاجرت صورت گیرد.

7-      بیشترین مهاجرات به بندر عباس و دبی هست.

8-      اگر در اوز کار باشد انها باز می گردند .

9-      مهاجرت بیشتردر بین آقایان است

10-  اگربیشتر پسرهها ی اوزی تحصیلات عالی داشتند مهاجرت کم می شد

11-  مهاجرت اوزیهااز شهرشان به نفع کسانی است.

12-  دولت در مهاجرت جوانان بی تاثیر نبوده است.

13-  بخشدار برای مهاجرت نکردن جوانها کاری نمی کند.

14-  شهردار و شورای شهر برای مهاجرت جوانها کاری نمی کنند.

15-  جوانهای اوزی افراد قانعی نیستند .

16-   شما چه فکر می کنید ؟ 

 

+ نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

دین گریزی به کجا رسیده؟...

 

 

در مقاله قبل به این نتیجه رسیدیم که وجود دین یک امر ضروری است و انسانها به آن نیازمندند .و در پایان هم به تعریف دین گریزی اشاره ای کردم  .آیا دین گریزی در اوز وجوددارد ؟دوستانی اشاره کردند که اصلا دین گریزی وجود ندارد .و عده ای هم علت های دین گریزی در اوز را عنوان کردند بیشتر این نظرات عامل اصلی دین گریزی را علمای دینی و کسانی که دست اند کار ترویج دین هستند می دانستند و کمتر کسی عامل دین گریزی را به خود شخص نسبت می داد!

 چند عامل را در اینجا مورد بررسی قرار می دهم :

1-علما2-دعوت گران دینی3-سیاستهای دولت4-خانواده -5-خود شخص6-هجوم افکارههای ضدو نقیض7- فرهنگ مردم اوز

علما

 بزرگان دین یعنی کسانی که بیشتر درمورد مسائل دینی اطلاعات  دارند (البته در حال حاضر این اطلاعات علما محصور شده در دروس دینی  که از گذشتگان به ارث رسیده)کسانی هستند که به عنوان الگو در جامعه مطرح می شوند  و اغلب با مشاهده آنها دین هم دیده می شود و مردم انتظار دارند دین را از آنها بگیرند .

تاحدی این امر عاقلانه به نظر می رسد چرا که همه مردم فرصت تفححص در امور دینی را ندارند پس لا جرم  عده ای می بایست این امر خطیر را  به عهده بگیرند . پس این فرد عالم می شود آینه ی دین . و مردم اعمال و رفتار آنها را به  پای دین می گذارند .

اما علمای موجود در شهر اوز شیوخ :انصاری ،منصوری ،قاضی زاده ،بیگدلی ،یگانه ،وخشوری و...

این افراد در بین مردم به عنوان علما یی شناخته می شوند که  آینه ی دین تلقی می شوند .البته  بسیاری از مردم افراد دینی دیگر مثل دبیران  مدارس دینی یا حتی طلبه ها و یا کسانی را که  تاحدی در س دینی خواننده اند را هم آینه ی دین می بینند .

آیا شیوخ دینی عمل می کنند ؟؟

آیا انتظارات مردم را برآورده کرده اند ؟ آیا رفتارشان طوری بوده که مردم به طرف دین کشانده شوند و جذ ب شوند ؟

حرف و حدیثهایی در مورد عدم درست عمل کردن اینان به گوش می رسد . آنها نتوانسته اند الگوی مناسبی برای مردم باشند . البته کسانی هستند که اینان را الگو قرار می دهند ولی تعدادی از آنها بعد از مدتی سرخورده می شوند چرا  که حرف و عملشان را یکسان نمی بیند امام جمعه ای که بنا بر عقاید اهل سنت می بایست امامت علی (ع)را بعد از رسول الله درست نداند،چرا که اهل سنت با دلایل و مدارکی این امر را اشتباه می خوانندواگر تایید کنند دروغ بستن به خداست.  از ترس یا ...می رود در مراسم عید غدیر خم  شرکت می کند .اینم خبرش:http://www.khabarfarsi.com/news-446716.htm

http://www.khabarfarsi.com/news-446716.htm

( در مورد خبر :البته یادمان نرود که بعضیها از کاه کوه می سازند و آن شاعران کسانی از خودشان بوده و به نام اوزیها تمام شده ویا شاعران اوزی شعرهای آزاد خوانده اند)

جناب مهمل اشاره کردند که آقای محمدی (به احتمال زیاد عبدالکریم) قرار دادن پول کارخانه سیگار سازی را برای مدارس دینی جایز دانستداین در حالی است که سیگار و دیگر مخدرات حرام می باشد وباالطبع خرید و فروش و پول حاصله نیز حرام می باشد. همین طورعلمایی تقیه (دروغ مصلحتی)را برای مصلحت جایز میدانند مثل : دروغ گفتن زن وشوهر به همدیگربرای به دست آورن  قلب طرف مقابل  اشکال ندارد و ... .

من که به خدا و قران ایمان دارم و می دانم خداوند عالم  دروغ را  باطل می شمارد چه طور می توانم حرف خدا را با حرف مخلوقش عوض کنم؟

اگر الان یک  عالم دینی این مطلب را بخواندبا هزارتا حکم فقهی و چرخ دادن آن می آید این دروغ گفتن را جایز می داند !

عالمی که قول می دهد عمل نمی کند  چه الگویی از آب در می آید مگر نه این است که مردم ازاودوری می کنند و چون اوراآینه ی دین دیده اند از دین دوری می کنند (دین گریزی) (انسانها دین نیستند !)

دعوت گران دینی

علمای ما کسانی را به عنوان دعوت گر تحویل جامعه می دهند .اما این دعوت گران چه کسانی هستند ؟

انها کسانی هستند که تنها چند سال دروس دینی خوانده اند .بعضی از این افراد حتی هنوز خود به تز کیه نیاز دارند .اینهایی که وقتی به عنوان دعوت گر معرفی شدند مردم از آنها الگو می گیرند  به طوری که اینها را نیز آینه دین می بینند و زمانی که موارد غیر دینی از اینان دیدند دین را زیر سوال می برند .

اما بعضی از اخلاق این دعوت گرا ن:عدم  آشنایی به روش دعوت ،تحکیم کردن به مردم،گفتن احکام و موارد دینی را به مرد م بدون استدلال،(فردی می گفت یکی از بستگانش فوت شده بود ولی آقای راشد بدری اجازه نداده نوار تلاوت  قرآن در مسجد  روشن کنند آن فرد گله مند بود و چون تا حالا نمی دانسته که این کار اشتباه است حتی فکر می کرده که ثواب دارد ! آقای بدری را  مزمت می کرد .

چرا آقای بدری دلایل کارش را به آنها نگفته بود ؟این درحالی بود که وقتی من دلایل اینکه چرا نباید قران را برای اینکه شخصی که فوت شده بگذارند  تا اندازه ای قانع شد!!)

 

ویا بعضی از رفتارههایی دیگر مثل اینکه  بعضیاشون به مردم میگن قرآن رو اگه تجوید بلد نیستی نخون دوستی میگفت کسی این حرف رو به من  زده از اون روز به بعد دوست ندارم قرآن بخونم!

(دین گریزی)

بعضی از افراد دینی(اصطلاح دینی به انها را چون اینطور رایج است می گویم)  چنان خشک هستند که افراد

دیگر جرات نمی کنند به آنها نزدیک بشوند تا چه برسد به...(یادمان نرود آنها هم انسانند )

همین طبقه بندی کردن افراد به دینی و غیر دینی یکی از بزرگترین معضلات است  این امر به آنجا رسیده که کسانی که در جریان دعوت و تدریس دروس دینی هستند به افراد به اصطلاح غیر دینی بادیدی منفی می نگرند دیدی که آنها را جدا از خود می بینند .

(انسانها دین نیستند !)

سیاستهای دولت

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که  مذهب رسمی آن شیعه است و به همین خاطر دولت بعضی از سیاستهایی را در دفاع از این  مذهب قرار داده اند سیاستهایی چون مانع شدن برترویج مذهب اهل سنت و عقاید آنها .

این سیاستها موجب شده که  اهل سنت  نتوانند ان طور که باید و شاید عقاید خود را به مردم برسانند البته این موضوع در گذشته بیشتر بوده و الان به یمن اینترنت  و وسایل ارتباط جمعی پیشرفته  از بین رفته است  و یک جوانی که به اینترنت یا ماهواره دسترسی دارد  خیلی راحت چه به عقاید اهل سنت و چه به عقاید دیگر دسترسی پیدا می کند .البته مشکلات دینی که بچه ها در مدارس با آن درگیر هستند سر جای خود باقی است .

دین باسیاست ادغام شده است اما این ادغام به نفع سیاست و به ضرر دین دارد تمام می شود چرا که دین را در خدمت سیاستهای خود به کار بسته اند  واین مورد منجر به این نکته می شود که مردم سیاست را بر دین ارجح تر ببینند طوری که گاهی اوقات  دین را سدی در برابر سیاست می بینند پس می شود (دین گریزی)

 خانواده

خانواده اولین نهاد اجتماعی است . در امر جذب یا گریز دین خانواده می تواند بسیار مفید واقع شود .

خانواده ها با تربیت خودشان اولین سنگ بنای دین گریزی را  می نهند .

خانواده ی که علنا در حضور فرزندانشان دین را نکوهش می کنند، خانواده ای که  فرزندان خود را از همان ابتدا از خدا می ترسانند . والدینی که به خاطر اینکه  فرزندشان  مثلا مانع نماز خواندن و یا قران خواندنشان شده اند تنبیه می کنند .آیا این فرزندان از نماز یا قرآنی که به خاطر آن تنبیه شده اند متنفر نمی شوند؟

 پدرو مادرانی که دخترانشان را از 4یا 5سالگی مجبور به روسری پوشیدن می کنند ودر غیر اینصورت تنبیهش می کنند  آیا از حجاب دلسر د نمی شود؟

وخیلی از موارد دیگر که اگر والدین به امورات تربیتی آشنا شوند خیلی راحت می توانند ار دین گریزی جلوگیری کنند .

خود شخص!

بله اشخاص اغلب وجود خودرا نادیده می گیرند و تنها اطرافیان را موجب دین گریزی خود می دانند.

آیا واقعا افراد  خود مقصرند؟

. اغلب به این اشتباه مرتکب می شویم که انسانها رادین می بینیم آیا نباید خودمان دین راجستجو کنیم؟پس خودمان چه کاره ایم ؟وقتی یک اخلاق غیر دینی از یکی مثل یک مدرس مدارس دینی می بینیم چرا آینقدر برروی ماتاثیر می گذارد که انگار در قرآن آن عمل نوشته شده ؟ چرا خود به جستجو نمی پردازیم و بعد همه چیز را می اندازیم گردن فلان شخص .چرا ما موجب اصلاح آنان نشویم شاید نیاز آنها به ما بیشتر باشد؟

 هجوم افکارههای ضدو نقیض.

جامعه امروز ما که تبدیل به یک دهکده جهانی شده است وافکارههای متعددرا به ارمغان آورده .

انسان در این گیر ودارباید خودتصمیم بگیرد و عمل کند

آیا دین روشهای انتخاب بهترینها را آموخته است ؟

اگر قران را خوب بفهمیم هیچ فکری غیر قرآنی برما غلبه نمی کند

اما افسوس که قرآن را اشتباه فهمیده ایم یا اصلا نفهمیده ایم .

ولی مطمئنا قرآن برای همه انسانهاست و مارا در مکتب خودش هروقت که اراده کنیم می پذیرد

 فرهنگ مردم اوز

 مردم اوز از فرهنگهایی برخوردارند که اغلب این فرهنگها در جهت غیر دینی قرار دارد ودین رامانع خود می داند .

فرهنگهایی چون :شهرت طلبی ،مدگرایی بیش از اندازه،ظاهر را ملاک سنجش قرار دادن ،برتری دادن به طایفه هایی خاص که مثلا اصالت اوزی بودن رابیشتر دارند یا مثلا  گذشتگانی پول دارداشتند.شعار دادن به اینکه هر کس خوش تیپ تر وبی حجاب تر باکلاس تر در بین جوانان ،وطن پرستی،پایبندی به گذشتگان و....(برای تاکید:من معمولا میانگین رادرنظر می گیرم نه همه )

 *****************************************************

این رامی دانم که علتهای دیگری هم امکان دارد وجود داشته باشد ان شالله از این به بعد همه ما  به اطرافمان دقیق تر شویم و بیشتراین موضوع را بررسی کنیم .

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


تاکید:نظرات و قسمتهایی که تنها در مورد موضوع بحث بوده آورده شده است.

البرز

به نظر این کمترین یکی از علتهای اساسی گریز از دین به روز نبودن و واپس ماندن بسیاری از صاحبان دین یعنی سخنگویان دین است انان فراموش کرده اند که قران کتاب ثابتی است که خطاب به انسانهای زمان خود نازل شده هر چند که بسیاری از قسمتهای این کتاب همچنان از نظر بشر

مهمل

مرحوم دارابی از علمای کرد بعد از مدت مدیدی ماندن در منطقه جنوب ترجیح دادند از منطقه جنوب هجرت کنند ایشان معتقد بودند که ما عالم دینی در جنوب نداریم و بسیار گله مند از علما. آقای دارابی یکی از عالمان جوان، توانمند با استعداد و فهیم بودند که متاسفانه در چند سال اخیر بعد از بازگشت به دیار خود در یک تصادف دارفانی را وداع می گویند. ایشان رفت چون می دید که قدرتها در دستهایی از انسانهایی افتاده که تغییری در منطقه جنوب در حال ایجاد نیست. شما این را در نظر بگیرید وقتی که علما از ندگیی برخوردار هستند که از نگاه دینی مورد پرسش هستند، خوب توجه شود که افراد با نگاه دینی موضوع را بررسی کنند ما به علایق افراد کاری نداریم. وقتی حساب مدرسه دینی به صورت شخصی به نام آقای صالح انصاری ایجاد می شود چه توقعی هست که دین گریزی در شهری همانند اوز ایجاد نشود. تا زمانیکه علمای سنی منطقه در بسیاری از موارد دچار تقیه می شوند تقیه ایی که در اهل سنت وجود ندارد اما عملا صورت می گیرد چه توقعی دارید آنها نه تنها از بعد سیاسی با اهل تشیع از سر دروغ روبرو می شوند نسبت به عام مردم هم اینگونه برخورد کرده و دلایل واهی از جمله دشمنان یا ناآگاهی مردم را علم می کنند . آیا مردم را نادان تصور کردن، توهین به آنها نیست. مهم ترین مسئله آیا تقیه در اهل سنت وجود دارد چگونه دروغ گویی و حیله گری و فریبکاری خود را توجیه می کنند. خلفان در نظرات گذشته می گویند که اسلام باید فرزندان با استعداد خود را نثار اسلام کند. حال باید پرسید افراد با استعدادی همچون دکتر احمد هاشمی فارغ التحصیل کشور مالزی در منطقه چه تحولی ایجاد کرده اند موجب چه گام اساسی شده اند. با استعداد بودن کافی نیست وقتی ایشان پیرو همان خط مشی گذشته هستند دیگر نباید انتظاری بیشتر داشته باشید. وقتی مدیریت مکتبخانه ها به عهده آقای (......)نهاده می شود که به قول ایشان تنها به ایجاد بستنی فروشی کرده اند می توان از مکتبخانه ها انتظاری داشت .

زمانی که هنوز آقای (....)ناآشنا به دین هستند در اولین سال ورودشان به عنوان یکی از ریاستهای مکتبخانه انتخاب می شوند نباید انتظار بهتری داشت. زمانیکه این آقا با وضعی در (.....) قرار می گیرند که به عنوان فردی مذهبی شناخته می شوند آیا انتظار دارید دین بهتر و فراتر از ریش معرفی شود. چند سال قبل شهر اوز چیزی بیش از 20 تا 30 اوزی را تقدیم به مدرسه دینی کرد. بر سر این جوانان چه آمد. بسیاری از این جوانان در حال حاضر حتی مشروب خوار و ولگردی بیش نیستند. تنها یکی دو اوزی تا امروز توانسته اند از مدرسه فارغ التحصیل شوند. افتخار آنها تنها به یک نفر است.باید پرسید با وجود سه مدرسه دینی چه ارمغانی برای شهر اوز وجود داشته است. نه تنها نتوانسته مفید واقع شود موجبات تنفر بسیاری از افراد از دین شده است . این عوامل ربطی به سیاست ندارد بلکه ناشی از عملکرد بد خود آنان است مگر آقای سعید بخشی زاده از کسانی نبوده اند که منتقد رفتار آنها با استناد به آیات قرآنی بوده اند بر سر او چه آوردند از خودش بپرسید تا بدانید که چگونه عمل کردند؟ چرا جوی از خفقان در مدارس و علما حکمفرماست؟ آیا واقعا این مسائل ربط به سیاست دارد؟ چرا با عدم عمل کردن به دین، خلف وعده کردن، دروغگویی، با نام دین حیله گری کردن موجب تنفر بسیاری از جوانان از دین شده اند. این ناشی از چیست؟ آقای شبمبه بدنبال عوامل خارجی نباشید. خدا در هر مرحله توفیق می دهد آیا پیامبر بدنبال این عوامل خارجی بود . اصلا چرا پیامبر با وجود آن همه مشکلات پیروز می شود ما شکست می خوریم؟ چرا ما یاد گرفته ایم شکستهای خود را به عوامل خارجی ربط بدهیم آیا اگر پیامبر هم این رفتار را داشت از او پذیرفته می شد. چند جوان را نام ببرم که عامل اصلی دین گریزی، تنفر آنها به خاطر بدرفتاری همین عالمان یا افراد دینی شهر بوده اند. چرا هر فردی از دین رفت هر کسی یاد گرفته بگوید علمای ما محدودیت دارند یا نمی دانم مشکل از طرف است . اگر من به شما دروغ بگویم آیا مقصر باید از عوامل خارجی پیدا شود. در زمان زندگی این علما چند عالم دینی دیده اید که اشتباهات خود را نام ببرد و در برطرف کردن آن تلاش بکند. این افراد یاد گرفته اند ما هم به آنها کمک کرده ایم که همیشه این عوامل خارجی را بیان کنند. من نمی گویم این عوامل نیست اما آیا این درست است که خودمان را فراموش کنیم وهمه عوامل را خارجی بیان کنیم و اشتباهات خود را نادیده بگیریم. علما به خاطر وضعیت زندگیشان باید پاسخگو باشند اگر هم امروز باید این چنین زندگیی داشته باشند تا بدون دغدغه زندگی شان خدمت به دین و شهر بکنند باید پرسید واقعا چه خدمتی کرده اند؟ چقدر توانسته اند به دین و جوانان شهر خدمت کنند؟ چرا تا خانمی دیندار شد باشد حجاب با روبند داشته باشد آیا دین یعنی روبند. بروید ببینید چه اخلاق خشک و غیر دینی این خانمها دارند. ما وقتی کنار یک انسان دینی می نشینیم چه می بینیم یعنی تفاوت او با دیگران در چیست؟ اگر آقا باشید در ریش ، نرفتن عروسی، پوشیدن لباسهای دمده. یک خانم می شود همان با حجاب. بقیه فرقی بین آنها با دیگران نیست؟ آیا آنها توانسته اند واقعا به عنوان الگوهای اخلاقی، انسانی، قناعت، ساده زیستی، با فرهنگ و.... باشند. آیا درست است من خود سر و پا عیب باشم اینقدر عیب از دیگران بگیرم. این علما و افراد دینی شهر هم این رفتار را دارند. اگر بدنبال درست شدن وضعیت دینی شهری همچون اوز هستید این امکان پذیر نیست. شهر اوز یا منطقه جنوب دست قدرتهایی از دین است که امیدی برای درست شدن نیست. آقای انصاری بعد از مدتها و عدم توانایی در مدیریتها باید کنار بروند تا فضا برای دیگران باز شود. عدم نقدپذیری و دیدن بلاهایی که برسرمنتقدین دیده ام گفتم بد نباشد به نوعی حرفهایی خود را بزنم. یکی از همین افراد رفتاری است که نسبت به آقای بخشی زاده بیان کردم.وقتی کنار یک فرد دینی بعضی زمانها می نشینم طوری حرف می زند که فردی که از هیچ خبر ندارد راحت گول زبان چربش را می خورد برای همین آنها که می فهمند بعدا متنفر از دین می شوند

ابراهیم احمدی

در خصوص درخواست مدیر وبلاگ در مورد دین گریزی مطمئنا نظر کارشناسان امور دینی می تواندراهنمای خوبی باشد واینجانب در حد بضاعتم به مواردی از آن می پردازم.
1-براساس شواهد تاریخی ونظر دانشمندان فن دین خواهی ووپیروی از اعتقادات دینی نیاز فطری انسان ها ست .بااین اعتقاد کمتر فرد دین گریزی یافت می شود واوزی ها هم مشمول این قاعده خواهند بود.
2-دین اسلام یکی از ادیان بزرگ می باشد که پیروان زیاد وفرقه های مختلفی دارد.از طرف دیگر دارای احکام وبرنامه های مختلف برای اداره جامعه وپیروی افراد ازدین را دار.

معتقدم در اوز دین گریزی نیست چون دین دارای جنبه های مختلفی است همان طور که برای ظواهر برنامه وطرح دارد برای کرامت انسانی-اقتصاد-برخورد اجتماعی-سیاست و.....نیز برنامه دارد.هرکسی به نحوی ممکن است پای بندی وی به دین ضعف داشته باشد.اما به ظواهر بیشتر پرداخته می شود.
بسیاری از مواردی که در اوز به وضوح دیده می شود در سایر نقاط شاید درخفا انجام شود.
اما کارشناسان دینی وظیفه سنگینی دارند .دین اسلام دین کاملی است پس باید پاسخگویی نیازهای افراددردوران مختلف باشد.بنابراین به روز کردن دین ودادن پاسخ های اقناع کننده به جوانان ونیاز های آنان از ضروریات است.نباید این گونه تلقی شود که دین در برخی امور فاقد کارکرد وکارآیی لازم است.
از سوی دیگر باید جاذبه های دینی را زیاد کرده تاعلاوه بر پراکندگی افراد از آن قدرت جاذبه خوبی داشته باشد.نباید خودرا بی عیب دانست ودیگران را مطیع خوئ بدانیم بلکه برای هر کس وعقاید او احترام

 شیخ شباب

آقای : مهل.... بیایید خدا را شاکر باشید شخصیتهایی مانند شیخ انصاری آمدند و اوزی که در منجلاب فساد و فحشائ غرق بود به این حد رساندند...شما اول بیایید از داشته های بومی اوز بحث کنید بعد غیر بومی های زحمتکش ...در اوز چند تا روحانی فعال دارید..؟ چند تا طلبه دارید..؟ در مقابل چه قدر ولگردو...؟طبق معمول حسودی و تنگ نظری در مورد شخص غیر بومی (شیخ انصاری) دارید نه نقد و بررسی...اگر به جای شیخ انصاری یک العوضی خودتان این همه خدمات ارزنده را باز هم خیانت می نامیدید..؟ ابدٍا...؟در مورد افرادی که گفتید مشروب خوار شده اند باید برای شهر شما چیز عجیبی نباشد چون مشروب خوری در العوض شما یک چیز عادی وبه قول شما حل شده و عادی است...

شب بو

آقای شیخ شباب کی گفته در اوز شراب خواری عادی شده؟ شما چه شیخی هستید؟الان به همه مردم اوز تهمت زدید که شراب خواری برایشان عادیه .نه بین همه اینجوری نیست .ما که به شدت از شراب خواری متنفریم

 مهمل

من اگر بخواهم به عنوان یک شخصیت دیندار و یپرو قرآن زندگی کنم . قرآن نوع بینشی که از سوی شیخ شباب عنوان شده مطرح نیست. یعنی نزد ما خدا مهم است نه شخص. برتری شخصی افراد به حجم و...نیست این تنها به تشخیص خداست و متاسفانه یک خودبزرگ بینی و غروری ایجاد شده که افراد بر خلاف قرآن خیال می کنند متقی ترین انسانها هستند و همان طور که گفتم ما در یاری بیشتر این نوع بینش بیشتر کمک کرده ایم همان طور که شیخ شباب به این شیوه عمل می کنند. اگر خیری به اوز رسیده از سوی خدا بوده نه اشخاص و اگر بدی بوده از جانب خدا بوده (آیه قرآن) نقدهای دیگر سرجای خود مطرح است اما شما نمی توانید بوسیله آن نقدهای مرا دور بزنید. آقای شبمبه من نگتم در قلب کسی حضور دارم. معرفی کردن افراد یا حتی دادن ایده ها و راهکارها ، ذهن من پر است برای این مسائل . اما اطراف خود برای قبول آن ندیدم . اول افرادی باید پیدا شوند که بتوانند بپذیرند کسی نیست. گفتن آن بی معنی است. برای همین تنها به نقد اکتفا می کنم. همان طور که دوستان در نظرات قبلی شما بدان اشاره کرده اند قبل از هر راهکار یا ایده فرد باید پذیرش از نقاط ضعف خود داشته باشد تا بتواند مراحل بعدی را طی کند. من هم نمی بینم. زمانیکه بسیاری از مالهای حرام در منطقه جنوب وارد می شود افراد با میل از آن استفاده می کنند می گویند مهم نیست چون در راه خداست چه انتظاری دارید شرکتی سیگاری در دبی سالیانه پول به منطقه جنوب می فرستاده ، حالا نمی دونم اما آقای محمدی نظرشان بر حلال بودن آن بوده. شما چه نظری در این مورد دارید آیا واقعا اینکه هر پولی از هر راهی برای خدا خرج شود درست است یانه؟ اگر درست است چرا و اگر درست نیست چرا؟ اگر درست است ما می توانیم باز به مردم بگوییم در راه خدا درست زندگی کنید؟مکتبخانه ها بروید خود پیگیری کنید من زیاد نام نبردم وگرنه آقای پیرزاد که مسئولیت این مکتبخانه ها هم به عهده داشتند خوب عمل نکردند اما چون من دیدم ایشان نسبت به دو فرد دیگر بهتر هستند نام نبردم . مکتبخانه ها هر سال به سمت بدتر شدن سقوط می کند. نظر بسیاری از دوستان نسبت به آقای انصاری این است که دوران ایشان گذشته است یعنی زمانی توانستند در منطقه جنوب موثر باشند اما امروز دیگر نمی توانند پاسخگو باشند و تنها در حال بدتر کردن اوضاع هستند اگر هر چه زودتر به فکر ریاست ها، مدیریت ها نباشید منتظر بدتر شدن هم باشید. ما چندان انسانهای مخلص دیندار نداریم . افرادی مخلص اند که با وجود نداری خدمت به مردم کنند اما متاسفانه علما وضعیت مالی مشکلی ندارند حتی مردم منطقه امکانات خوبی در اختیار افراد دینی قرار می دهند اما متاسفانه خدمات چندانی نمی بینیم. صحابه پیامبر هرچه داشتند به خدمت پیامبر می آورند اما متاسفانه امروز هر فردی می خواهد فعالیتی داشته باشد ابتدا پول می خواهد. آقای (.......) به عنوان یکی از مسئولین که بیشتر کودکان ما زیر نظر ایشان بوده اند نتوانستند خوب عمل کنند. ایشان هر جا می روند پدر و خانواده خود را هم می برند به عنوان مثال حضور در مدارس دینی و...... نه به عنوان خدمت بلکه به عنوان استفاده از امکانات و....

............................................................................
شبمبه (ویرایش:):اسم را نیاوردم ثابت کنید که به خاطر استفاده از امکانات پدرو مادرش را میبردند شاید پدرو مادرش خودشان می رفتند مارا چه به زندگی خصوصی مردم

............................................................................

 ادامه مهمل:نظری در مورد نظراتی نسبت به آقای صدیقی بدهم دوستی در پاسخ نقدهای وارد شده به آقای صدیقی گفته بودند که ایشان با وجود دیدن توهین ها مانده اند. هر فردی باید نسبت به خودش مقایسه صورت گیرد نه دیگران. آقای صدیقی هم اگر حمایت اولیه را نداشتند یا جایگاه امروز را نداشتند یا معروفیت یا نوع خانواده و وضعیت زندگیشان آیا باز هم می ماندند ایشان که بهتر از دیگران کار نکرده اند که بخواهیم با مقایسه ایشان را بهتر معرفی کنیم. حال برگردیم به افراد دینی و علمای شهر این هم همین طور است آقای انصاری با خودش و با اینکه می گوید انسان دینی و قرآنی است مقایسه شود آیا قرآنی بوده یا نه برعکس. آیا اگر این وضعیت امکاناتی از افراد گرفته شود باز چند نفر در کنار دین می مانند. متاسفانه یک اخلاق بد دینی من مشاهده کردم تنها به افراد خط مشی خود توجه می کنند و نسبت به دیگران رفتاری ناشایست از خود نشان می دهند آیا این خط دینی است. اگر افرادی پیدا شوند که نگاه دینی متفاوت از نوع علما بدهند باید منتظر همین رفتار باشند.

 گر بخواهیم بگوییم فرد دینی چه کسی هست؟ پیامبر دو مرحله در زندگی خود در پیش گرفتند مرحله اول که در مکه بودند در این مرحله بیان از اعتقادات ، اخلاقیات بوده است که 13 سال طول کشیده سپس مرحله دوم در مدینه که 10 سال به طول انجامیده . در مدینه یعنی در مرحله دوم حجاب ، زکات، حج و.... واجب می شود حرام شدن زنا، شراب خواری و... اما امروز دین چگونه معرفی می شود علما چگونه تبلیغ می کنند و از جامعه انتظار دارند مرحله دوم خواستار هستند در حالیکه مرحله اول اصلا دیده نمی شود حتی در بین خود علما و افراد دینی چندان دیده نمی شود بدان اهمیت داده نمی شود. ما ممکن است عالمی بسیار دروغگو پیدا کنیم اما عالمی که زنا نکند یا شراب نخورد دیده نشود.

امیدوارم حداقل افرادی بیشتر به این جمع بپیوندند با بیان انحرافات جامعه. بشود قدرتی در مقابل انحرافات اشخاص صورت گیرد. نام این اشخاص در اینجا و اطلاع یافتن این اشخاص می تواند جنب و جوشی در آنها صورت گیرد. انسانی دینی مخلص است که نقد بپذیرد. هر زمانی که دیدید فردی نقد پذیر نیست می توانید در دینداری و اخلاص او شک کنید. این در جواب آقای احمدی گفتم به نظر می آید در اینترنت اصلا نتوان چهارچوبی خاص از نقد ارائه کرد.

 مرفی

در شهر اوز اگر دین گریزی باشد پدیده ای خیلی عادی است و بحث در باره آن فروختن آیینه در شهر نابیناهست..دلایل :
1. در طول تاریخ چند اندیشمند مذهبی را میتوانیددر اوز نام ببرید ؟یکی دو تا
2.زمینه فعالیتهای ضد اسلاممی یا کلا دینی در اوز چگونه بوده است ؟بسیار پربار مفید و تاثیر گذار..حزب توده...لاییک ها
3.در مدارس دینی چند مدرس و طلبه اوزی فعالیت دارند ؟یکی ..دو تا
4.ائمه جمعه و جماعت شهر اوز کجایی هستند ؟ افغانی و یا طلبه های غیر اوزی
5.پس اوزی ها کجا هستند ؟ در بازار خرید و فروش ادعاهای پوچ و واهی و همیشگی ...ادعا {{ ...ادعا {{...ادعا {{...ادعا {{...ادعا {{

 اسلام پناه

با سلام
نقدهای وارد شده در اینجا تا حدودی صحیح می باشند ولی باید دید تعریف ما از دین چیست؟ اگر کسانی که نمازشان را به جای مسجد در خانه می خوانند دین گریز بدانیم نظراتتان درست تر می شود؟ دین گریزی هست ولی مردم ما دین دارند. بنگرید به نمازهای جمعه و عیدین سعیدین.
موضوع دیگر اینکه سایت کمی جانبدارانه رفتار می کند و اسم برخی که از آنها انتقاد می شود را حذف در عوض اجازه می دهد به کسانی دیگر توهین شود. مگر در اینجا به آقایان احمدی و صدیقی و شیخ انصاری توهین نشد؟ چرا اهانت به اینان حذف نشد. ابراهیم احمدی از دلسوزان اوز می باشد که هم در سایپا ایجاد اشتغال کرده هم در بیمارستان و عصر اوز و انجمن خیریه و ورزش باعث فایده شده که خدا خودش اجرش را به او می دهد. صدیقی هم برای شهرش وقت گذاشته آبرو کسب کرده تا به اینجا رسیده او هم در عصر اوز و دانشگاه و انجمن خیریه و نسل پویاو موسسه زبان و ایران خودرو خدمت کرده و پارتی هم نداشته چه بسا فرزندان افراد دیگر با موقیعت بهتر که به هیچ جا نرسیده اند. کاری کنید که اینها که فی سبیل الله برای مردم کار می کنند هم بروند. کسانیکه با این افراد کار کرده اند دلسوزی اینها را برای اوز بدون چشمداشت دیده اند. اینها جرات هم دارند و با اسم خودشان چیز می نویسند. نه مانند من و شما با اسم مستعار. یک احسنت هم به صدیقی بگویم که در برابر خزعبلاتی که علی پاسلار چند سال پیش درباره دختران شهر در عصر اوز نوشته بود جواب دندان شکنی در عصر اوز نوشت که پاسلار را به عذرخواهی از مردم واداشت. شیخ انصاری هم نیاز به تعریف ندارد و همه او را می شناسند. شیخ منصوری را چرا نقد نمی کنید؟

ali


 salamarezooye movafaghiat baraye shoma daram

bale in din gorizi dar tamame iran tavasote in rezhime maloon has ke islame mohammadi ro kharab karde
inshallah in rezhim nabood beshe
be weblogam sar bezanid khoshhal misham
movafagh bashin

rohe sheikh ziyayi rahmatol llah alayh shadbad

 مهمل

 اگر نقدهای من درست است باید بیان شود و اگر غلط است باید اشتباه آن بیان شود . اگر کسی واقعا خالصانه برای خدا کار می کند کاری به حرف دیگران ندارد تا به خاطر آنها بماند یا برود. اگر ماندنش به نقد نکردن از من یا تعریف و تمجید از سوی من است باید در اخلاص این فرد شک کرد . این براساس حرف اسلام پناه گفتم . چون ایشان گفته اند می خواهید این افراد بروند. آقای هادی صدیقی پارتی هایی داشته اند. این حرف اشتباهی بیش نیست. آقای صدیقی متاسفانه انسانی دینی و قرآنی نیستند ایشان بیشتر طرفدار ناسیونالیست ملی هستند. فرهنگ باستان ایران حرفی برای گفتن ندارد اما ایشان مدافع آن هستند اثبات آن همین باشد که با وجود اینکه فرهنگ باستان در حال حاضر جزئی از فرهنگ اوزی نیست می خواهند در احیای آن بکوشند اما در احیای فرهنگی دینی از سوی ایشان تلاشی ما ندیده ایم. کار کردن در موسسه زبان کاری شخصی بوده وگرنه ما این کارهای اینچنینی لز سوی بسیاری می بینیم که انجام می دهند. ایران خودرو باز منافع مالی ایشان هست. اینکه چگونه تبدیل به خدمت و بی چشمداشت معرفی می شود والله اعلم.

آیا نام بردن از اشخاص به خصوص آقای صالح انصاری به عنوان کسی که مدعی رهبری دینی در شهری همچون اوز دارند یعنی توهین. من به این نتیجه رسیده ام مشکل ما در نقد یا سر نبود ایده یا راهکار نیست سر خود اشخاص و نقدنپذیری شان است برای همین باید نام آنها برده شود.
چرا مشکل از خود اشخاص است. در یک نقد یا یک مشکل که فرد تریجح می دهد نام خود نبرد مثل اینجا از دو مشکل ناشی می شود 1- گوینده 2- شنونده. گوینده می خواهد در تخریب فرد بکوشد برای همین نام خود را نمی برد. این که ما بفهمیم فرد آیا واقعا چنین نیتی داشته یک امر شخصی و درونی است برای ما مشخص نیست پس ما براساس ظواهر حکم به برائت او فعلا می دهیم. شنونده مشکل دارد یعنی گوینده چون می داند شنونده حرف او را نمی پذیرد یا احساس راحتی با او نمی کند یا می داند دچار مشکلاتی می شود نام خود را نمی برد. پس اگر من نام خود را نمی برم به این دلیل است . حال اگر مثلا ما نقد پذیر داشتیم و این مشکلات سر راه نبود آیا ترس و مشکلی برای فرد وجود داشت که براحتی نام خود را نبرد حتی به خود آنها مراجعه کند مگر اینکه فرد مریضی باشد.

شما می خواستید وضعیت مکتبخانه ها را درست کنید برای همین من ......را بردم تا شما با مراجعه به آنها بتوانید مشکلات را حل کنید این اشخاص هم متاسفانه تا حال نتوانسته اند. نام پدر ......را برای این بردم که با وجود اینکه پدر ایشان بازنشته هستند ونیازی به پول ندارند و تنها یک دختر در خانه دارند در مدرسه علوم دنینی به خاطر پارتیی که داشته اند به همراه ..... کار برای آنها ایجاد شده است. این یک مسئله شخصی نیست . این افراد با مدیریت و پارتی دارند برای جامعه مشکلات ایجاد می کنند و تنفر در دین ایجاد می کنند.
نام هر سه فرد به عنوان مسئولین مکتبخانه بردم.
نام افرادی که تا حال در این وبلاگ برده شده هیچ توهینی نبوده اگر برای خدا زندگی می کرده اند. نمی شود که در یک جامعه هر کس هرکاری دلش می خواهد بکند بعد بگوییم توهین به او شده است کار بد او توهین به دیگران نیست نقد دیگران توهین است .

مقاله آقای صدیقی در روزنامه عصر اوز جواب دندان شکن نبود من خودم همان مطلب را خوانده ام اصلا مقایسه اوز با کشوری مثل مالزی اشتباه بود. این دوستان قبلا گفته اند که چگونه آقای صدیقی حرف می زنند که افراد نمی توانند دنباله آن بگوید. اگر شما در شهر اوز راه بروید سری به خیابانها بزنید و بگویید حجاب در اوز افتضاح است و چون شهری همچون اوز جمعیت کمی دارد ما می توانیم حداقل به همان چشمان خود، تعداد انسانهای حاضر در جامعه اطمینان کنیم یکدفعه فردی همانند آقای صدیقی بلند خواهند شد آیا آماری دارید ما نمی توانیم آمار بدهیم ایشان خواهند گفت پس جامعه ما محجبه هستند. یک امری روشن منکر می شوند....

...........................
شبمبه:جناب مهمل کی گفته کسی که باز نشسته شد نیاز به پول نداره ؟ عجب حرفایی می زنید ؟ با این گرانی .مگه حقوق بازنشستگی چقدره؟ اگه یه پیرزن علیل هم باشه خرج داره چه برسه به زن و بچه اگه مردید خدا به داد زن و بچه هاتون برسه

ضمنا مسئول مکتبخانه یکی دونفر نیستند بلکه خود شورا دارند .پس شورا را زیر سوال ببرید چون شورا تصمیم میگیره

....................................

 ادامه مهمل

وقتی در یک جامعه خدمت برای خدا باشد و واقعا خدماتی از سوی انسانها صورت گیرد حتما همان جامعه رو به پیشرفت خواهد بود آیا شهر اوز رو به پیشرفت است. گفته شده که ما عالم اوزی نداریم. چرا این موضعو که ما زمانی تعداد زیادی طلبه اوزی داشتیم ریشه یابی نمی شود. می دانید نظر یکی از همین طلبه ها چه بود افراد حاضر در مدارس به خصوص آقای انصاری زمان تحصیل ما توجه بیشتری به غریبه ها داشتند. زمان ترک یکی از آنها فریادی از یکی از طلبه ها درآمد اما گوش آقای انصاری کر بود. اگر در اوز به جای مثلا 20 عالم غیر اوزی 20 عالم اوزی بود دردی دوا می کرد موضوع فرقی نمی کرد. حالا این 20 تا غیر اوزی چه می کنند اگر تبدیل به اوزی میشد شاید کسی بگوید اگر اوزی میشدند بیشتر خدمت می کردند و دلسوزی بیشتر می کردند اتفاقا در اسلام ایم قومگرایی ها وجود ندارد این افراد هم باید به همان اندازه دلسوزی کنند چراکه برای خدا کار می کنند اما متاسفانه خدایی در این بین وجود ندارد؟ اخلاصی نیست. اخلاص در عمل باید مشاهده شود.

مشکلات دینی شهر اوز تا تغییر نکردن و درست نشدن علما و افراد دینی حاضر در شهر اوز درست نخواهد شد تو هر چه می خواهد دل تنگت بگو برای خود می گویی آب در هاون کوبیدن است. نه نقد فایده افتد نه ایده

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


  

احوال پرسی

دوستان عزیز سلام

امیدوارم حالتان خوب باشد و هفته خوبی را سپری کرده باشید و روز جمعه ی مفیدی را در پیش رو داشته باشید.اینبار که خواستم به خاطر بازدید و نظراتتان تشکر کنم حس عجیبی داشتم باخود گفتم انسانی که به خاطر رضای خدا نظر میدهد که شهرش را سالم تر کند چه نیازی به تشکر من دارد؟ اینبار به جای تشکر  دعا می کنم :ازخدا می خواهم دریچه ی ذهنمان را هرروز باز تر و باز تر کند و راه  مستقیم، راهی مبرا از هرگونه آلودگی را به ما نشان دهد  ...آمین

در پست قبلی از شما خواسته بودم نظراتتان را در رابطه با عوامل دین گریزی در اوز عنوان کنید دوستانی دراین رابطه نظر دادند که در این جا ذکر می کنم وتاکید کنم آن قسمتهایی از نظرات که در رابطه بااین موضوع بوده را آورده ام. هر چند خود قصد دارم ان شاالله در رابطه با عوامل دین گریزی در اوز مطلبی را بیاورم ودر این مطلب قصد دارم از نظرات شماهم استفاده کنم.چون این موضوع نیازمند بررسی زیادی است.

دراینجا سوالاتی دارم که جوابش لطف شما را می طلبد:

(لطفادرصورت جواب دادن به ترتیب جواب دهید)

1-    آیا دین گریزی در اوز وجود دارد؟

2-    دین گریزی در کدام قشر بیشتر است؟

3-    آیا در اوز دین به ضرر عده ای است ؟

4-    درجه ومیزان پایبندی که به دین دارید چقدر است ؟

5-    فکر می کنید شماهم دین گریزید؟

6-    اگر کسی اسلام رامورد توهین قرار دهد چه احساسی به شما دست میدهد؟

7-    چه انتظاری از دین اسلام دارید؟

*********************************************************

واما نظر دوستان :

رزیتا ایزدی

اِکَد مسجد موهسته تک اوز ؛ جَی شُکرش باقییه ... ولی ما اَگام چرا سعی نکنم بعد اُز مه ... جماعت مسجد تر بیت بکنم ... تو دِدِه کشیشیَی مسیحی وقتی مردم اُز کلیسا اَبت حتی اَچت تِک کوچه و خیابون بلندگو اُ دست اَگِرت و تبلیغ دین اَکنت که گاش و چَشِیی که کل و کوره , گاشو چشیآشو وآز آبه...
و البته که بهتره در مورد دین بادید مثبتی سخن بگآیم (مثلا فقط اَآیم اگر مِندآت کِ خداتو جهنم اَبه( مآشا بعدش هم بگایم : به جز سوره ی توبه که در مورد مشرکینه ؛خدا خیلی بخشنده و مهربونه " شما اگر تِ قرآن چَش بکنی اِبنی شروع تمام سوره یی قرآنی اُز صفت بخشندگی و مهربانِن خداوندگتآی پس اِ ثابت اَکُت که رحم خداوند اُ بندش چآد

خلفان

برای رفع دين گریزی در اوز باید ریشه ای کار شود و از مکتبخانه ها شروع شود ، مسئولینی که به جای برنامه ریزی ودلسوزی برای نسل آینده به بستنی و شیر موز فروشی در مکتبخانه مشغول بودند باید دفع شده و افراد دلسوز بجایشان بیاید،و اين افراد دلسوز استعدادهای برتر را شناسایی کرده و برای تبحر در علوم دينی تشويق نمايند و مردم نیز حاضر شوند نوابغشان را تقدیم دینشان نمایند.
يکی از عوامل بسیار موثر در دین گریزی ، قرار گرفتن افراد با قدرت عقل وفهم ضعیف در مناسب دینی است،در اینصورت دین گریزی امری طبيعی می شودزیرا استعداد برتر نمی تواند دنباله رو پایینتر شود.
مشکل دیگری که بنده احساس می کردم، بها ندادن اهل شهر به دلسوزان غیر بومی بود، هرچند بنده هم بر این نظرم که بلاخره باید افراد دلسوز بومی میدان را پر کنند، اما برای آغاز حرکت مستفید شدن از آنها ضروری است نه دلخوش کردن به وجود آنها و کنار کشیدن خود.

یاهو

 زمان انقلاب همه توده ای و کمونیست حالا هم زرتشت و مسیحی با صلیب تو گردنشون .....با این حال خدا را شکر که شیوخ فعالی داریم...مدرسه دینی و

اوز را در یابید 

1-دین گریزی مسئله ای عمیق تر از آن است که بتوان خوب در مورد آن سخن گفت این مختص به اوز نیست و کل کشور را فرا گرفته است .
اما حال که سخن نسبت به شهر اوز است تنها به بخشی از آن اکتفا می کنم. مهمترین عامل دین گریزی در اوز خود معرفین دینداری هستند یعنی افرادی که در شهر با نام مذهبی معروف هستند این افراد نه تنها نتوانسته اند بینش درستی در مورد اسلام ارائه دهند چهره خوبی از دین هم ارائه نکرده اند . من خود دیده ام که چگونه موجبات تنفر ایجاد کرده و مسبب سرخوردگی شده اند. عالمی که پول زکات برای او می آید و نمی داند این پول چیست و از کجا می آید و زحمتی برای درآمد خود نمی کشد؟ دیگر تکلیف معلوم است؟ او هیچگاه نخواهد توانست همگام با جامعه حرکت کند؟ وقتی ما با فرزندان این افراد مواجه هستیم که در تربیت آنها کوتاهی شده و پول مفتی که برای آنها می رسد باعث رفتاری ناشایست هستیم دیگر دین گریزی امری بدور نیست؟ وقتی حضوری از مذهبیون در بین جامعه وجود ندارد دیگر معلوم است؟ وقتی دینی که تعریف می شود با ریش و عمامه و حجاب تنهاست تکلیف این دین مشخص است؟ دین که به ریش نیست دین به ریشه و پایه و اساس است. وقتی مرز بین دینداری و بی دینی در شهر ما در این ظواهر خلاصه شده و افراد مذهبی از اخلاق دینی تهی هستند و تنها این اخلاق در منابر و شعارهای خود بسنده می کنند دیگر نمی توان دین گریزی ندید؟ وقتی دختری با اخلاق دینی اما نداشتن و کوتاهی در حجابش غیردینی قلمداد می شود و از آن طرف انسان محجه فاقد اخلاقی دینی و خشک دیندار تصور می شود دیگر تکلیف معلوم است. وقتی عالمی که روی منابر بیان از قناعت پیشگی و صبر و گذشت و فداکاری و راستگویی و دوری از تجملات و ساده زیستی و ..... دارد اما خود فاقد آن است دین گریزی امری طبیعی است.
در مکتبخانه ها هنوز تا حدودی بستنی فروشی هست و این از سیاست های آقای ..... بوده ( اسم را قید نکردم بعدا می گویم ) تا زمانیکه این آقایان مسئول هستند تحولی دیده نخواهد شد.

2- بهتر است از بحث های زیاد مذهبی و سیاسی اجتناب شود. به فردیکه ظاهرا شیعه است و می خواهد بحث های مذهبی به راه بیاندازد باید متوجه باشد که این داستان سرایی ها برای افرادی مثل خودش بدرد می خورد وگرنه بسیاری هم بر این معتقد هستند که شیعه بوسیله یهودیت تولید شده است . این حرفها ما را به جایی نمی رساند بهتر است محوریت بحثها حول قرآن باشد. که حداقل همه بدان معتقد هستند.

3- اوز قبل از انقلاب آنقدر کمونیست و توده ای داشته که به مسکو کچولو معروف بوده ، می توانید تحقیق کنید اما این بد هم نیست چیزی که مهم است در منطقه جنوب شهر اوز از لحاظ سطح استعداد برتر است برای همین سیاست کوبنده تری نسبت به اوز اعمال شده و آموزش و پرورش خوبی برخوردار نیست اما با این وجود سطح قبولی شدگان زیاد است . باید دانست که متاسفانه بسیاری از نخبگان شهر فراری شده یا از مسئولیتها خود را کناره داده اند و این افراد حال حاضر همانهایی نیستند که در شهر ما می توانست باشند. این را مسئولین خوب فهمیده اند برای همین تا فردی دلسوز می بینند آن را حذف می کنند در گذشته هم در منطقه جنوب فعالیتی از جانب دینداری نبوده اما این سطح تمایل اوزی ها به یک مکتب نشان از توان بالای آنهاست ما کاری بر غلط بودن این مکتب نداریم می خواهیم سطح استعداد را بررسی کنیم که متاسفانه در منظقه این موضوع مورد توجه قرار نگرفته است. اما بعد از این همه مدت فراری شدن نخبگان، سکوت و سرخوردگی آنان، استفاده از افراد نالایق در شهر و اهمیت بدانها ، شهر را به حاله ای از خرابه ای برده است. سطح آگاهی و نخبگی آنقدر زیاد است که این دوستمان در منطقه جنوب چنین وبلاگی می سازند. برای همین سیاستها نسبت به شهر های خنج و بستک و اوز متفاوت بوده و اوز بیشتر کوبیده شده است. متاسفانه در شهر یک امری که عادی می گردد انسانهایی هستند که کار چندانی نکرده اند ( امکان دارد از لحاظ حجم بزرگ باشد اما در واقع نفعی ندارد) اما شهر قدردان آنهاست افرادی هستند که اهل کارند مورد استفاده قرار نمی گیرد و استفاده از آنها به شرط تحمیل نگاهشان است در نتیجه نمی توان نقشی از آنها را دید.

 ۴- متاسفانه نقد کردن در شهر امری سنگین و طاقت فرساست نتیجه ای که بعد از آن بدست خواهد آمد بدین گونه است که نقدی نباشد چون هیچ تغییری حاصل نمی شود.تا زمانیکه فرد حاضر به قبول اشتباهات خود نیست تنها به عادی شدن نقد کردن و عدم قبولی آن ، لوث شدن آن منجر می شود
بیشتر مشکلات ما کلان کشوری است که مردم شهرمان بیشتر به آن دامن می زنند انسان دلسوزی هم نیست همه برای شهرت ، مادیات ، جیب و منافع خود کار می کنند تا می بینند در خطر می افتند و منافعی برای آنها ندارد خود را کنار می کشند

۵- من بر عکس خلفان تاکید بیشتر بر عمل نکردن به دین دارم ربطی به استعداد ندارد وقتی فردی خود می داند استعدادی ندارد و پست و مسئولیتی قبول می کند و از انتخاب و استفاده از استعدادها خودداری می کند دیندار نیست و مشکل و ضعف از اینجا ناشی می شود.

رزیتا ایزدی

نظر ما مشکل و مسئله اُز اِکآی که اکثریت مسلمون شناسنامه ی هِت؛ و ناچت تجسس بکنت تک کتابیآ " قرآن , انجیل , تورات و.." که بعدش وَ شناخت کامل اسلام قبول بکنت ؛ نه اِکِه هر رآز تابع حرف کسی بت " کورکورانه و بدون فکر و تامل " یک رآز حرف طلبه ی قبول شو هَسِته , صباش مِه حرفا رد اَکِنت, یک رآز اُز فلان مُد پیروی اَکِنم یک رآزآیدو فلان مُد... وغیر
اَنیم که دیگران موبگایت چه بکو ...خومو اُز خو نادانم ...!
ما فکر اَکنام هَمَش هم مشکل اُز روحانیون شهر اوز نی ؛ پس مای نوعی چه ؟ در برابر دین و عقیدم مسئول نِهآم اُز طرف خداوند؟ نباید امر به معروف و نهی از منکر بکنام ؟ بگام بی خیال ... ملا مو هسته بسه... پس دین ما چه ؟...مَه نِندستم لِی اِ دنیاوا که بارمو وابآنم و اُچم ... مای تِک کوله پشتی مو چه موبازبه دست آخر...
انشالله که خداخُش توفیق مو هادَد که مُبشا وَلمته ببنم و وَلمته انتخاب بکنم

صراط الله

به نظر بنده دلیل گریز جوانان از دین به دلیل معرفی غلط مذهب است که دین و یا همان اسلام حقیقی را تغییر داده است
به واقع اگر جوانان اسلام را ( دینی که محمد رسول الله اورد) نه مذهب را که ساخته بشر است بشناسند نه تنهات از آن فرار نمی کنند بلکه به آن از جان ودل هم عمل می کنند
ئ تنها راه شناخت اسلام حقیقی قرآن کریم است
قران به دور از حدیث و روایت که جوهر ناب اسلام را نمایان می کند

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


از دین تا دین گریزی!

 

دین چیست ؟

آیا ما به دین نیاز داریم ؟

نیاز به دین یکی از واقعیتهای غیر انکار است چرا که  هر انسانی برای ادامه حیات خود به  برنامه ای نیاز دارد.که باتوجه به  آن برنامه  زندگانی خود  را سپری کند . عده ای می گویند این همه مکاتب بشری و  ادیان قبل ازاسلام  وجود دارد  ما خود می خواهیم  برنامه  زندگی خود را انتخاب کنیم ؟آیا انسان  در اینجا هم حق انتخاب دارد  ؟ بله  انسان   دین  خود را هم  خود  انتخاب می کند  خداوند  می فرماید  لا اکراه  فی الدین ...  با این  اوصاف چرا خداوند  کسانی را که  دین  اسلام را  طرد کنند مواخذه  می کند؟  در جواب می توان گفت  : خداوند کسانی را مواخذه می کند  که  با وجود  اینکه حقانیت  اسلام  برااو معلوم  گشته  باشد  باز در پی انکار آن  در آید  .

اسلام کامل ترین برنا مه زندگی

با این  سوالاتی  و مقدمه ای که عنوان  کردم  می خواهم این  ادعا را که : اسلام کامل ترین برنا مه زندگی است به اثبات برسانم  . همان طور که می دانیم انسانها به مرور بر رشد وتکاملشان افزوده شده است .ااگر فردی با هوش متوسط یا کمی زیر متوسط در عصر حاظر به حدود 100یا کمی نزدیکتر 50 سال قبل  برود این فرد نابغه خوانده می شود  چون این فرد توانسته از اطلاعات  پیشینیان خود استفاده  کند  .حال اگر مردم زمان  موسی یا عیسی(علیهم السلام)را در نظر بگیریم آیا آنها این گنجایش را داشتند که  قرآن را  در ک کنند  ؟ اگر قرآن برآنها نازل شده بود وکنش آنها چه  بود ؟مگر نه اینست که برآنها  سنگینی می کرد  ؟ قرآن حتی برای ما که این  همه سال بعد آن  مردمان زندگی می کنیم هنوز دشواریهایی دارد چه برسد برای آنها .خداوند طبق  تجربه وتکامل فکری که مردمان عصر موسی یا عیسی ویا دیگر پیامبران داشتند برای آنها برنامه های مختلف فرستاد  .اما مردمان زمان رسول الله به آن مرحله فکری و گنجایش  ذهنی رسیدند که خداوند تصمیم گرفت  برنامه ای تکامل یافته تر نسبت به گذشتگان برای آنها  بیاورد .سوالی پیش می آید آیا  مردم عصر حاضر با مردم  زمان رسول الله  از نظر فکری یکسان  بودند که برنامه  آنهاباید قرآن باشد  و برنامه ما هم قران؟!!این چه برنامه ای است ؟قرآن کتابی است با مفاهیم  بالا که می تواندبه عنوان برنامه زندگی همه نسلها بعد از نازل شدن قرار گیرد.باید این نکته که نکته ایست بسیار مهم است  ذکر شود که قرآن در زمان رسول الله با توجه به تجربه و هوش و استعاد مردم بر آنها عرضه شده است . همین طور مردمان بعد آنهانیز با توجه به تجربه و استعداد و گنجایشخود قران را مورد استفاده قرار می دادند  چون این خصوصیت  قرآن است که در هر عصری  کارایی داشته باشد  .

گفتیم مردم عصر پیامبران گذشته  این گنجایش را نداشند که قران را درک  کنند .با این حال اگر مایی که از نظرهوشی و تجربه و گنجایش از انها  بالاتریم بخواهیم انجیل یا تورات را برنامه زندگی خود قرار دهیم آیا موجب پسرفت ما نخواهد داشت آیا لیاقت ما برنامه ای منسوخ شده و غیر قابل کارایی است ؟ چه طور می شود خودرا اینقدر پایین در نظر بگیریم که  که چیزی  را برنامه خود قرار دهیم که لیاقت و شایستگی مارابا این استعداد  ندارد؟کسانی هستند که مکاتب بشری چون مارکسیسم را برنامه خود قرار می دهند  آیا مارکس یا هر کس دیگرکه انسان است  می تواند برای ما برنامه تهیه کند آیا آنها به اعضاو جوارح و روحیات ما کاملا واقفند ؟ و هیچناشناخته ای از بدن و روح ما برای انها وجود نداردو کاملا مارا می شناسند که بخواهند برای ما تعیین تکلیف کنند؟ چه بسا خودمان هم نمی توانیم  خود را کامل بشناسیم و برخود  اگاهی پیدا کنیم تنها  کسی که  شایستگی  برنامه ریزی و تعیین تکلیف برای ما را دارد  کسی است که خود  تمام سیستمهای بدن و روح ما را شکل داده است .همان طور که اگر کسی رباتی را ساخت هیچ انسان دیگری به اندازه سازنده آن بر مشکلات یا توانایی ربات اگاهیی ندارد.

تا اینجا به این نکته رسیدیم که ما برای ادامه حیات نیازمند یک برنامه  و هدایت کننده ایم  که این هادی نمی تواند برنامه ای باشد که متعلق به  استعداد و هوش پایین تر از ماباشد ویا  توسط یک انسان یا خودمان پیریزی شده باشد.

                آفریننده ما قرآن را برنامه زندگی قرار داده است.

خواست و اراده خداوند این بوده که قران را برنامه ما قرار دهد عقل ما حکم می کند که به کسی که مارا آفریده اعتماد کنیم و برنامه اش را بپذیریم .اما چرا امروز خیلیها از این برنامه فراریند؟

دین گریزی چیست؟

من این تعریف را کرده ام: فرار از دین و قرار ندادن آن به عنوان برنامه زندگی به طور عمدی یا سهوی.

.چرا جوان (یاانسان) امروز دچار دین گریزیی شده است ؟

***

مطلبی که نوشته بودم به طور کلی بیان گردید وفقط مختص اوز نبود.چون این وبلاگ مختص اوز (و یا کسانی که فرهنگی مشابه اوزرا دارند)است.پس مشکل  دین گریزی را در اوز پیگیری میکنیم .

 بیایید باهم  بررسی کنیم که چرا خیلی از جوانها در اوز از دین فراریند ؟  

وهنگامی که چیزی(یا حتی کسی) رنگ دینی داشته باشد از آن  روی بر می گردانند ؟

؟ مشکل آنها چیه ؟ شاید حق داشته باشند ؟

+ نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |


 

 

گرانی در اوز!

 

 

بسیاری از مردم غیر بومی(وبومی)  در اوز شاکی هستند که قیمت کالاهها  در

اوز نسبت به شهر خودشان یا جاههای دیگر گران تر است .

آیا این امر صحت دارد ؟

...............................................

در اوز به علت عدم وجود تعزیرات  هرکس ساز خودش را می زند و همه برای

خودشان شده اند تعزیرات !

نرخ گذاری در اوز به این وسیله صورت میگیرد:

مغازه های خدماتی چون  عکاسی  وخدمات کامپیوتر اغلب نرخهایشان را با توجه

به همدیگر تعیین میکنند ...

 مشاهده میکنیم که نرخ فیلمبرداری در یک شب عروسی چقدر بالا رفته این قیمتها

از کجا آمده ؟؟؟(به اینجا میگن شهر هرت )

قیمت  این  آرایشگاههای  زنانه که از  آن بدتر  است  .(آرایش ساده  میگن

300یا400و... خدا به داد  دامادابرسه)

اگر این قیمتها در شهر دیگری بود  اهالی آن شهر ها هیچ وقت حاضر نمی

شدند این پولهالی زبان بسته را تقدیم  آن آرایشگرههایی کنند که مفت مفت پول

گیرشان می آید البته این نکته را فراموش نکنیم که آنها خیلی زرنگند و اوزیها یا

خیلی پول دارند که برایشان مهم  نیست یا خیلی ساده اند بعضی از اوزیهای

غیرتی و عاشق اوز فتوا می دهند که چرا اوزیها ازشهر خودشان خرید نمی

 کنند و مردم را از این کار منع میکنند بهتر است به آنها گفته شود شما که پول

دارید و همین طور پولهایتان را بی چونه نثار کالاهها و خدمات در اوز می کنید

باید فکر اینجایش را هم بکنید وقتی چند تا  مثل شما چونه نزنید و همین طور

 پول نثار آنها کنید  و حتی به آنها انعام هم بدهیدآنها فکر می کنند بقیه هم مثل

شما پولدارند و از بقیه هم  همان قدر پول می گیرند و افراد مجبور می

شوند برای خرید بعضی کالاهها به شهرههای دیگر بروند به همین سادگی!

در مغازهها کالاههایی به فروش میرود با  بیش از 70 درصد سود _ .زمانی  که

از اداره کار برای بازدید می ایند هم شاگردان را تهدید  کرده اند که مغازه را یا

ببندند و یا از مغازه بروند تا جوابگو نباشند که چرا  به طور مثال بر روی اجناس

ایتکت نزده اند .و بعد هم این شاگردان  هرهر می خندند و فکر می کنند کار شاقی

 انجام داده اند  اما غافل از اینکه اول به خودشان وبعدبه خانواده خود و مردم

دیگر خیانت کرده اند.

واقعا در این شهر چه کسی جوابگو هست ؟ هرکسی ساز خودش را میزند پس

دولت کجاست  چرا قوانین را سخت نمی گیرنند ؟

چرا در خیلی از شهرها این طور نیست و قیمتها را از سوی تعزیرات اعلام

کرده و بقیه هم پیروی می کنند ؟(البته در اینکه در آنجاهها هم شاید خلاف شود

شکی نیست  ) ولی در اینجا خود قانون را وضع می کنند ...

این عدم سخت گیری دولت می تواند عواقب بدی را برای شهر اوز داشته باشد مثل  :

 مهاجرت از اوز ،سودجویی افرادی از مردم اوز ،بی اعتمادی به فروشنده های اوزی ،خرید از جاههای دیگر،

بسته شدن مغازه هاو...

 با توجه به اینکه دولت وقت چشم دیدن اهل سنت را ندارد  به نفعشان هم می شود

 .همان طور که مشاهده می کنیم افرادی بی هیچ پولی به اوز می آیند و چند سال نشده

صاحب خانه و ماشین وهمه چیز می شوند(البته خیلیاشون هم بسیجیهای مخلص  میشوند)

 باز  بگویم که در زرنگ بودن آنها شکی نیست( آنها  رگ اوزیها توی دستتشونه)و می

 دانند چه طور پول در بیا ورند یکی نیست این اوزیهای ساده را آگاه کند؟

ای اوزدوستها کجایید به حرف در آیید و از شهر تان دفاع کنید از ما گفتن بود .شمایی

 که اوز را دوست دارید آیا مردم اوز را هم دوست دارید یا این دوست داشتن

تنها نثار چند تا آثار باستانی می شود و دانشگاهها و روزنامه ی به قول معروف  تمام

نمای افکار ؟!! ( آیا افکار همه در این روزنامه هست؟!) آیا مردم شهرتان را دوست دارید

یاآنها که تعریف و تمجیدتان می کنند!

اوزیها چرا غرق در تجمل و مد گرایی هستید به اطرافتان نگاه کنید چقدر ازما

سواستفاده کنند چقدر گول تعریف و تمجید های غریبه ها را بخوردید این تعریف و

 تمجیدهها به نفع مانیست .

شما فکر کردیدآنهایی که مارا ... می دانند به نفع ما  عمل می کنند ؟

چقدر به تمجید ها تکیه کرده اید بس از دیگر می خواهید با این  تمجید ها

به کجا برسید ؟

-چند تا از این تمجید هها :

1-به به  عجب  دانشگا هی دارید تو کشور یکه

پشت سر تون : حیف این همه ساختمون که دست ایناست

2- عجب اوزیها شیک پوشو و رو مد ند از شیرازیها هم بهترند  چقدر باکلاسند

پشت سرتون : این اوزیهای بی رسمو رسوم همه جا رو به فساد کشوندند...

(باید به آنها گفت بعضی از شهرها هستند که مثلا چادر اجباری می پوشند و

بعضیها چه کارهها که نمی کنند )( یه چیزی دیگه اینکه: بی رسم و رسوم را از

زبان خود اوزیها هم شنیده ام  که به خودشون می گفتن  ببخشید که رک و پوست

کنده میگم ترش نکنید لطفا .حرف  بعضی از مردم را انعکاس دادم نه خودم!. واقعیت تلخه این

واقعیتها شاید نیمه ی گمشده ی

آینه ی تمام نما ی افکار(عصر اوز) باشد!! )

اینهاروباورکنیدمن هردوروی سکه رابه طرقهای مختلف لمس کرده ام .                                                                             

از گرانی رسیدیم به مدگرایی  . البته به هم ربط پیدا کرد ...

به خودمان بیایم.  بیایید خودمان تقاضای قانون کنیم .قانونمند شدنمان به نفع ما خواهد

 شدو بی  قانونیمان به نفع افرادی که چشم دیدنمان رو ندارند و تنها به منافع خود فکر

می کنند .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت توسط شبمبه(شب بو) |